underpowered

[ایالات متحده]/ʌndə'paʊəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد قدرت کافی؛ رانده شده توسط موتوری که قدرت کافی ندارد

جملات نمونه

The underpowered car struggled to climb the steep hill.

خودروی کم‌توان برای بالا رفتن از تپه شیب‌دار دچار مشکل شد.

The underpowered laptop couldn't handle the heavy software.

لپ‌تاپ کم‌توان نمی‌توانست نرم‌افزار سنگین را مدیریت کند.

The underpowered vacuum cleaner failed to pick up the dirt effectively.

جاروبرقی کم‌توان نتوانست به‌طور مؤثر گرد و غبار را جمع‌آوری کند.

The underpowered blender couldn't crush the ice properly.

بلندرت کم‌توان نمی‌توانست یخ را به درستی خرد کند.

The underpowered smartphone drained its battery quickly.

گوشی هوشمند کم‌توان باتری خود را به سرعت خالی می‌کرد.

The underpowered heater struggled to warm up the room.

هیتر کم‌توان برای گرم کردن اتاق دچار مشکل شد.

The underpowered speaker couldn't produce loud enough sound.

بلندگو کم‌توان نمی‌توانست صدای کافی تولید کند.

The underpowered motorbike had trouble carrying two passengers.

موتور سیکلت کم‌توان برای حمل دو مسافر دچار مشکل بود.

The underpowered lawnmower couldn't cut through thick grass.

چمن‌زن کم‌توان نمی‌توانست از میان علف‌های بلند عبور کند.

The underpowered air conditioner struggled to cool down the room.

کولر گازی کم‌توان برای خنک کردن اتاق دچار مشکل شد.

نمونه‌های واقعی

Apparently it was expensive, underpowered, and poorly-made.

ظاهراً گران قیمت، کم توان و با کیفیت پایین بود.

منبع: Economic Crash Course

The first conflict was over Raskin's devotion to the underpowered Motorola 6809 microprocessor.

اولین اختلاف بر سر علاقه راسکین به ریزپردازنده کم توان موتورولا 6809 بود.

منبع: Steve Jobs Biography

To keep the cost down, he proposed a tiny five-inch screen and a very cheap (and underpowered) microprocessor, the Motorola 6809.

برای کاهش هزینه، او یک صفحه نمایش کوچک پنج اینچی و یک ریزپردازنده بسیار ارزان (و کم توان)، موتورولا 6809 پیشنهاد کرد.

منبع: Steve Jobs Biography

How would you convince the Americans to buy such a small underpowered trundle mobile?

چگونه متقاعد می کنید آمریکایی ها چنین دستگاه تلفن همراه کوچک و کم توانی را خریداری کنند؟

منبع: How BIG Science Popularization (Season 2)

Statistically, a vending machine is much more life-threatening to you than a shark is but sharks didn't always use to be this underpowered.

از نظر آماری، دستگاه خودپردازی برای شما بسیار خطرناک تر از کوسه است، اما کوسه ها همیشه اینقدر کم توان نبوده اند.

منبع: Realm of Legends

This is my desk, this is where I lay down the voiceover for the show and my wildly underpowered editing rig.

این میز من است، اینجا جایی است که من صدای برنامه را ضبط می کنم و دستگاه ویرایش من که به طرز وحشتناکی کم توان است.

منبع: Architectural Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید