overriders

[ایالات متحده]/ˈəʊvəˌraɪdə/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌraɪdər/

ترجمه

n. بیمه بلوک ضربه; کمیسیون گردش مالی

عبارات و ترکیب‌ها

overrider function

تابع بازنویسی

overrider class

کلاس بازنویسی

overrider method

متد بازنویسی

overrider option

گزینه بازنویسی

overrider interface

واسط بازنویسی

overrider behavior

رفتار بازنویسی

overrider property

ویژگی بازنویسی

overrider parameter

پارامتر بازنویسی

overrider logic

منطق بازنویسی

overrider rule

قانون بازنویسی

جملات نمونه

the system requires an overrider for certain functions.

سیستم به یک برطرف‌کننده برای برخی از عملکردهای خاص نیاز دارد.

he acted as an overrider in the decision-making process.

او در فرآیند تصمیم‌گیری به عنوان یک برطرف‌کننده عمل کرد.

the software includes an overrider to bypass restrictions.

نرم‌افزار شامل یک برطرف‌کننده برای دور زدن محدودیت‌ها است.

using an overrider can simplify complex operations.

استفاده از یک برطرف‌کننده می‌تواند عملیات پیچیده را ساده کند.

she implemented an overrider to enhance performance.

او یک برطرف‌کننده را برای افزایش عملکرد پیاده‌سازی کرد.

the new policy allows for an overrider in exceptional cases.

سیاست جدید اجازه می‌دهد که در موارد خاص از یک برطرف‌کننده استفاده شود.

developers often create an overrider for testing purposes.

توسعه‌دهندگان اغلب یک برطرف‌کننده را برای اهداف تست ایجاد می‌کنند.

an overrider can provide additional functionality to the application.

یک برطرف‌کننده می‌تواند عملکردهای اضافی را به برنامه اضافه کند.

he used an overrider to change the default settings.

او از یک برطرف‌کننده برای تغییر تنظیمات پیش‌فرض استفاده کرد.

the project required an overrider to meet specific requirements.

پروژه به یک برطرف‌کننده برای برآورده کردن الزامات خاص نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید