overrider function
تابع بازنویسی
overrider class
کلاس بازنویسی
overrider method
متد بازنویسی
overrider option
گزینه بازنویسی
overrider interface
واسط بازنویسی
overrider behavior
رفتار بازنویسی
overrider property
ویژگی بازنویسی
overrider parameter
پارامتر بازنویسی
overrider logic
منطق بازنویسی
overrider rule
قانون بازنویسی
the system requires an overrider for certain functions.
سیستم به یک برطرفکننده برای برخی از عملکردهای خاص نیاز دارد.
he acted as an overrider in the decision-making process.
او در فرآیند تصمیمگیری به عنوان یک برطرفکننده عمل کرد.
the software includes an overrider to bypass restrictions.
نرمافزار شامل یک برطرفکننده برای دور زدن محدودیتها است.
using an overrider can simplify complex operations.
استفاده از یک برطرفکننده میتواند عملیات پیچیده را ساده کند.
she implemented an overrider to enhance performance.
او یک برطرفکننده را برای افزایش عملکرد پیادهسازی کرد.
the new policy allows for an overrider in exceptional cases.
سیاست جدید اجازه میدهد که در موارد خاص از یک برطرفکننده استفاده شود.
developers often create an overrider for testing purposes.
توسعهدهندگان اغلب یک برطرفکننده را برای اهداف تست ایجاد میکنند.
an overrider can provide additional functionality to the application.
یک برطرفکننده میتواند عملکردهای اضافی را به برنامه اضافه کند.
he used an overrider to change the default settings.
او از یک برطرفکننده برای تغییر تنظیمات پیشفرض استفاده کرد.
the project required an overrider to meet specific requirements.
پروژه به یک برطرفکننده برای برآورده کردن الزامات خاص نیاز داشت.
overrider function
تابع بازنویسی
overrider class
کلاس بازنویسی
overrider method
متد بازنویسی
overrider option
گزینه بازنویسی
overrider interface
واسط بازنویسی
overrider behavior
رفتار بازنویسی
overrider property
ویژگی بازنویسی
overrider parameter
پارامتر بازنویسی
overrider logic
منطق بازنویسی
overrider rule
قانون بازنویسی
the system requires an overrider for certain functions.
سیستم به یک برطرفکننده برای برخی از عملکردهای خاص نیاز دارد.
he acted as an overrider in the decision-making process.
او در فرآیند تصمیمگیری به عنوان یک برطرفکننده عمل کرد.
the software includes an overrider to bypass restrictions.
نرمافزار شامل یک برطرفکننده برای دور زدن محدودیتها است.
using an overrider can simplify complex operations.
استفاده از یک برطرفکننده میتواند عملیات پیچیده را ساده کند.
she implemented an overrider to enhance performance.
او یک برطرفکننده را برای افزایش عملکرد پیادهسازی کرد.
the new policy allows for an overrider in exceptional cases.
سیاست جدید اجازه میدهد که در موارد خاص از یک برطرفکننده استفاده شود.
developers often create an overrider for testing purposes.
توسعهدهندگان اغلب یک برطرفکننده را برای اهداف تست ایجاد میکنند.
an overrider can provide additional functionality to the application.
یک برطرفکننده میتواند عملکردهای اضافی را به برنامه اضافه کند.
he used an overrider to change the default settings.
او از یک برطرفکننده برای تغییر تنظیمات پیشفرض استفاده کرد.
the project required an overrider to meet specific requirements.
پروژه به یک برطرفکننده برای برآورده کردن الزامات خاص نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید