overscale

[ایالات متحده]/ˈəʊvəˌskeɪl/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌskeɪl/

ترجمه

adj. فراتر از اندازه یا مقیاس عادی

عبارات و ترکیب‌ها

overscale project

پروژه بیش‌مقیاس

overscale design

طراحی بیش‌مقیاس

overscale model

مدل بیش‌مقیاس

overscale system

سیستم بیش‌مقیاس

overscale architecture

معماری بیش‌مقیاس

overscale deployment

استقرار بیش‌مقیاس

overscale infrastructure

زیرساخت بیش‌مقیاس

overscale solution

راه حل بیش‌مقیاس

overscale network

شبکه بیش‌مقیاس

overscale application

برنامه کاربردی بیش‌مقیاس

جملات نمونه

the project was deemed overscale and needed to be revised.

پروژه بیش از حد بزرگ تلقی شد و نیاز به بازنگری داشت.

overscale designs can lead to budget overruns.

طرح‌های بیش از حد بزرگ می‌توانند منجر به افزایش هزینه‌ها شوند.

we need to avoid overscale solutions in our planning.

ما باید از راه حل‌های بیش از حد بزرگ در برنامه‌ریزی خود اجتناب کنیم.

overscale equipment can be difficult to manage.

تجهیزات بیش از حد بزرگ می‌توانند مدیریت آنها دشوار باشد.

the team was concerned about the overscale nature of the proposal.

تیم نگران ماهیت بیش از حد بزرگ پیشنهاد بود.

overscale projects often require additional resources.

پروژه‌های بیش از حد بزرگ اغلب به منابع اضافی نیاز دارند.

we must assess whether the overscale plan is feasible.

ما باید ارزیابی کنیم که آیا طرح بیش از حد بزرگ قابل اجرا است یا خیر.

overscale operations can hinder efficiency.

عملیات بیش از حد بزرگ می‌تواند بهره‌وری را مختل کند.

the architect warned against overscale structures in the area.

معمار در مورد سازه‌های بیش از حد بزرگ در این منطقه هشدار داد.

they decided to downsize the overscale initiative.

آنها تصمیم گرفتند ابتکار عمل بیش از حد بزرگ را کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید