palpebration

[ایالات متحده]/ˌpæl.pəˈbreɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌpæl.pəˈbreɪ.ʃən/

ترجمه

n. عمل چشم پر کردن یا چشم زدگی؛ چشم زدگی بیش از حد یا مکرر.
Word Forms

جملات نمونه

the doctor noted rapid palpebration in the patient.

دکتر تغییرات سریع چشمی در بیمار را یادداشت کرد.

frequent palpebration can indicate nervousness.

چشمی‌های متکرر ممکن است نشان‌دهنده نگرانی باشد.

involuntary palpebration is a common reflex.

چشمی‌های غیراختیاری یک پاسخ عضلانی رایج است.

she noticed excessive palpebration during the interview.

او در حین مصاحبه چشمی‌های بیش از حد را متوجه شد.

the child's slow palpebration suggested fatigue.

چشمی‌های کند کودک نشان‌دهنده خستگی بود.

conscious palpebration helps lubricate the eyes.

چشمی‌های آگاهانه به چربی دادن چشمان کمک می‌کند.

doctors monitor abnormal palpebration for diagnosis.

پزشکان چشمی‌های غیرطبیعی را برای تشخیص پیگیری می‌کنند.

the patient's palpebration rate increased under stress.

نرخ چشمی بیمار تحت فشار افزایش یافت.

natural palpebration keeps eyes moist and healthy.

چشمی‌های طبیعی چشمان را مرطوب و سالم نگه می‌دارد.

some medications can reduce palpebration significantly.

بعضی داروها می‌توانند چشمی‌ها را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

the ophthalmologist measured the patient's palpebration frequency.

متخصص چشم چشمی‌های بیمار را اندازه گرفت.

excessive palpebration may indicate an eye problem.

چشمی‌های بیش از حد ممکن است نشان‌دهنده یک مشکل چشمی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید