pastured

[ایالات متحده]/[ˈpɑːstʃərd]/
[بریتانیا]/[ˈpæstʃərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چرا یا تغذیه دام در مراتع؛ نگهداری دام در مراتع.
adj. مربوط به یا ویژه مراتع؛ چرا شده.

عبارات و ترکیب‌ها

pastured cattle

گله‌های چرا شده

pastured land

زمین چرا

being pastured

در حال چرا

pastured sheep

گوسفندان چرا شده

pastured fields

زمین‌های چرا شده

pastured goats

گوسفندان چرا شده

pastured area

منطقه چرا

pastured horses

اسب‌های چرا شده

pastured wildlife

حیات وحش چرا شده

جملات نمونه

the cattle were pastured on lush green hillsides.

گاوها در دامدهای سرسبز و انبوه چرا می‌شدند.

we visited a farm where the sheep were pastured organically.

ما از مزرعه‌ای بازدید کردیم که گوسفندان به صورت ارگانیک چرا می‌شدند.

the chickens were pastured freely, resulting in richer eggs.

مرغ‌ها آزادانه چرا می‌شدند که منجر به تولید تخم‌های غنی‌تر می‌شد.

the cows are pastured during the summer months.

گاوها در ماه‌های تابستان چرا می‌شوند.

the farm advertised its beef as being pastured-raised.

مزرعه گوشت گوساله‌اش را به عنوان گوشت حاصل از چرا تبلیغ می‌کرد.

they pastured their goats on the mountain slopes.

آن‌ها بزهای خود را در دامدهای کوهستانی چرا می‌کردند.

the horses were pastured in a large, enclosed field.

اسب‌ها در یک مزرعه بزرگ و محصور چرا می‌شدند.

the pigs were pastured alongside the creek.

خوک‌ها در کنار نهر چرا می‌شدند.

the dairy farmers pastured their cows on diverse grasses.

دامداران لبنی، گاوهای خود را بر روی علف‌های متنوع چرا می‌کردند.

the land was ideal for pastured livestock.

زمین برای دام‌های چرا مناسب بود.

they carefully managed the pasture to ensure healthy animals.

آن‌ها با دقت مراتع را مدیریت می‌کردند تا از سلامت حیوانات اطمینان حاصل کنند.

the ducks were pastured near the pond.

اردک‌ها در نزدیکی برکه چرا می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید