pattered

[ایالات متحده]/ˈpætəd/
[بریتانیا]/ˈpætərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای سریع و سبک را ایجاد کرد؛ به آرامی یا به سرعت دوید

عبارات و ترکیب‌ها

pattered rain

باران چکه چکه

pattered feet

قدم‌های چکه چکه

pattered sound

صدای چکه چکه

pattered whispers

نجواهای چکه چکه

pattered paws

پنجه‌های چکه چکه

pattered heart

قلب چکه چکه

pattered steps

گام‌های چکه چکه

pattered thoughts

افکار چکه چکه

pattered leaves

برگ‌های چکه چکه

pattered melody

ملودی چکه چکه

جملات نمونه

the rain pattered softly on the roof.

باران آرام و ملایم بر روی سقف می‌بارید.

the children's feet pattered down the hallway.

کودکان با صدای پادار در راهرو می‌رفتند.

the leaves pattered against the window in the wind.

برگ‌ها در باد به پنجره برخورد می‌کردند.

she loved the sound of rain pattering on the pavement.

او صدای بارش ملایم باران روی پیاده‌رو را دوست داشت.

the cat's paws pattered quietly as it walked.

پنجه‌های گربه به آرامی در حین راه رفتن صدا می‌دادند.

he could hear the pattered footsteps of his friends approaching.

او می‌توانست صدای قدم‌های دوستانش را که نزدیک می‌شدند بشنود.

the soft pattered rain made it a perfect day to stay indoors.

باران ملایم و آرام آن را به یک روز عالی برای ماندن در خانه تبدیل کرد.

the pattered sounds of the storm kept her awake all night.

صدای طوفان که به صورت پادار بود، او را تمام شب بیدار نگه داشت.

as the snow pattered down, the world turned white.

همانطور که برف به آرامی می‌بارید، دنیا سفید شد.

she listened to the pattered rhythm of the rain as she read.

او در حالی که می‌خواند به ریتم پادار باران گوش می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید