pawer

[ایالات متحده]/ˈpɔː.ər/
[بریتانیا]/ˈpɑː.ər/

ترجمه

n. یک انسان یا حیوان که از پایهای خود برای لمس یا دستکاری چیزی استفاده می کند؛ چرخک
شکل‌های واژه
جمعpawers

جملات نمونه

the pawer of the storm knocked down several trees.

قدرت باران بارانده چند درخت را از میان برداشت.

she felt an inner pawer rising within her.

او احساس کرد که قدرتی داخلی در او در حال افزایش است.

the engine lost its pawer during the race.

موتور در حین رقابت قدرت خود را از دست داد.

he used his pawer wisely to help others.

او به‌طور هوشمندانه قدرت خود را برای کمک به دیگران استفاده کرد.

the pawer company restored electricity after the storm.

شرکت برق پس از باران، برق را بازگرداند.

every superhero has a unique source of pawer.

هر اسپائی دارای منبع منحصر به فردی از قدرت است.

the pawer of positive thinking changed her life.

قدرت فکر مثبت زندگی او را تغییر داد.

they gathered to discuss the pawer of unity.

آنها جمع شدند تا در مورد قدرت یکپارچگی بحث کنند.

the pawer went out during the hot summer night.

در شب گرم تابستان، قدرت قطع شد.

she realized the pawer was within her all along.

او متوجه شد که قدرت همیشه در او بود.

the pawer of nature is both beautiful and dangerous.

قدرت طبیعت هم زیباست و هم خطرناک.

he never abuse his pawer as a leader.

او هرگز قدرت خود را به‌عنوان یک رهبر به‌طور نادرست استفاده نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید