pegged

[ایالات متحده]/pɛgd/
[بریتانیا]/pɛgd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارک از peg؛ به یک سطح خاص ثابت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

pegged rate

نرخ ثابت

pegged currency

ارز ثابت

pegged price

قیمت ثابت

pegged to

ثابت به

pegged limit

سقف ثابت

pegged system

سیستم ثابت

pegged investment

سرمایه‌گذاری ثابت

pegged value

ارزش ثابت

pegged output

خروجی ثابت

pegged exchange

ارز مبادله‌ای ثابت

جملات نمونه

the currency is pegged to the dollar.

ارز به دلار گره خورده است.

her hopes were pegged on getting the job.

امیدهای او به گرفتن شغل گره خورده بود.

the team pegged their success on teamwork.

تیم موفقیت خود را به کار گروهی گره زد.

he pegged the blame on his colleagues.

او مقصر را به همکاران خود نسبت داد.

they pegged the prices to inflation rates.

آنها قیمت‌ها را به نرخ تورم گره زدند.

she has her future pegged on this investment.

آینده او به این سرمایه‌گذاری گره خورده است.

the project was pegged to a tight deadline.

این پروژه به یک مهلت زمانی سخت‌گیرانه گره خورده بود.

his reputation is pegged to his performance.

شهرت او به عملکردش گره خورده است.

they pegged their hopes on a new strategy.

امیدهای آنها به یک استراتژی جدید گره خورده بود.

the company pegged its growth targets for the year.

شرکت اهداف رشد خود را برای سال تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید