pentaphonic

[ایالات متحده]/[ˈpɛntəfɒnɪk]/
[بریتانیا]/[ˈpɛntəˈfɒnɪk]/

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل پنج صدا یا لحن؛ مربوط به یا شامل پنج لحن یا گام متمایز.

عبارات و ترکیب‌ها

pentaphonic scale

مقیاس پنتفونیک

pentaphonic harmony

هارمونی پنتفونیک

pentaphonic structure

ساختار پنتفونیک

featuring pentaphonics

با حضور پنتفونیک

pentaphonic system

سیستم پنتفونیک

pentaphonic music

موسیقی پنتفونیک

using pentaphonics

استفاده از پنتفونیک

pentaphonic chords

آکورد های پنتفونیک

pentaphonic lines

خطوط پنتفونیک

pentaphonic mode

حالت پنتفونیک

جملات نمونه

the pentaphonic scale offered a unique melodic color.

مقیاس پنج گوشی رنگ ملودیک منحصر به فردی را ارائه می داد.

he composed a pentaphonic song for the choir.

او یک ترانه پنج گوشی برای گروه کر نوشت.

the instrument's pentaphonic capabilities were impressive.

قابلیت های پنج گوشی ساز بسیار چشمگیر بود.

exploring pentaphonic harmony proved a fascinating challenge.

بررسی هارمونی پنج گوشی یک چالش جالب ثابت شد.

the pentaphonic system allowed for complex chord progressions.

سیستم پنج گوشی امکان پیشرفت آکورد پیچیده را فراهم می کرد.

she experimented with pentaphonic modes in her compositions.

او با حالت های پنج گوشی در آهنگسازی های خود آزمایش کرد.

the pentaphonic structure gave the piece a distinctive sound.

ساختار پنج گوشی به این قطعه صدایی متمایز بخشید.

he analyzed the use of pentaphonic intervals in the score.

او استفاده از فواصل پنج گوشی در پارتیتور را تجزیه و تحلیل کرد.

the pentaphonic arrangement created a haunting atmosphere.

چیدمان پنج گوشی فضایی وهم آلود ایجاد کرد.

the composer favored pentaphonic textures in his music.

آهنگساز بافت های پنج گوشی را در موسیقی خود ترجیح می داد.

the pentaphonic tuning system was quite unusual.

سیستم تنظیم پنج گوشی بسیار غیرمعمول بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید