perennated

[ایالات متحده]/pəˈrɛn.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/pəˈrɛn.eɪ.tɪd/

ترجمه

adj. زندگی برای چندین سال

عبارات و ترکیب‌ها

perennated plants

گیاهان چند ساله

perennated species

گونه‌های چند ساله

perennated roots

ریشه‌های چند ساله

perennated growth

رشد چند ساله

perennated cycles

چرخه‌های چند ساله

perennated systems

سیستم‌های چند ساله

perennated habitats

زیستگاه‌های چند ساله

perennated varieties

واریته‌های چند ساله

perennated ecosystems

اکوسیستم‌های چند ساله

perennated landscapes

مناظر چند ساله

جملات نمونه

the plant has perennated through the harsh winter.

گیاه در طول زمستان سخت دوام آورده است.

some species have perennated for centuries.

برخی از گونه ها برای قرن ها دوام آورده اند.

the tradition has perennated in our culture.

این سنت در فرهنگ ما تداوم یافته است.

these ideas have perennated throughout history.

این ایده ها در طول تاریخ تداوم یافته اند.

many plants have perennated in this ecosystem.

گیاهان بسیاری در این اکوسیستم دوام آورده اند.

his influence has perennated in the industry.

تاثیر او در این صنعت تداوم یافته است.

some cultures have perennated despite external pressures.

برخی از فرهنگ ها با وجود فشارهای خارجی تداوم یافته اند.

the concept of love has perennated in literature.

مفهوم عشق در ادبیات تداوم یافته است.

these values have perennated across generations.

این ارزش ها در طول نسل ها تداوم یافته اند.

some legends have perennated in our folklore.

برخی از افسانه ها در فولکلور ما تداوم یافته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید