performings

[ایالات متحده]/pəˈfɔːmɪŋz/
[بریتانیا]/pərˈfɔːrmɪŋz/

ترجمه

adj. اجرا شده; کامل شده; مربوط به یا قادر به اجرا; در مورد اجراها; (از حیوانات) قادر به انجام ترفندها

عبارات و ترکیب‌ها

performings arts

هنرهای نمایشی

performings group

گروه هنری

performings skills

مهارت‌های اجرایی

performings team

تیم اجرایی

performings events

رویدادهای اجرایی

performings practice

تمرین اجرا

performings schedule

برنامه اجرا

performings techniques

تکنیک‌های اجرایی

performings venue

محل برگزاری اجرا

performings review

نقد اجرا

جملات نمونه

she is known for her amazing performings on stage.

او به خاطر اجراهای فوق العاده‌اش روی صحنه شناخته می‌شود.

the performings of the orchestra were breathtaking.

اجراهای ارکستر نفس‌گیر بود.

his performings in the competition earned him first place.

اجراهای او در مسابقه باعث شد رتبه اول را کسب کند.

they have several performings lined up for the festival.

آنها چندین اجرا برای جشنواره برنامه‌ریزی کرده‌اند.

the performings of the dancers captivated the audience.

اجراهای رقصندگان مخاطبان را مجذوب خود کرد.

we enjoyed the performings of local artists at the event.

ما از اجراهای هنرمندان محلی در این رویداد لذت بردیم.

her performings always leave a lasting impression.

اجراهای او همیشه تاثیر ماندگاری می‌گذارد.

the performings were well received by the critics.

این اجراها مورد استقبال منتقدان قرار گرفت.

he practices daily to improve his performings.

او روزانه تمرین می‌کند تا اجراهای خود را بهبود بخشد.

they are planning to record their performings for a new album.

آنها قصد دارند اجراهای خود را برای یک آلبوم جدید ضبط کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید