perimeters

[ایالات متحده]/pəˈrɪmətəz/
[بریتانیا]/pəˈrɪmɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرزها یا حدود خارجی یک منطقه

عبارات و ترکیب‌ها

defined perimeters

تعریف محدوده

set perimeters

تعیین محدوده

calculate perimeters

محاسبه محدوده

adjust perimeters

تنظیم محدوده

measure perimeters

اندازه‌گیری محدوده

secure perimeters

حفاظت از محدوده

monitor perimeters

نظارت بر محدوده

expand perimeters

گسترش محدوده

review perimeters

بررسی محدوده

outline perimeters

تشریح محدوده

جملات نمونه

the security team monitored the perimeters of the building.

تیم امنیتی در حال نظارت بر محدوده های ساختمان بود.

we need to establish clear perimeters for the construction site.

ما باید محدوده های مشخصی برای محل ساخت و ساز تعیین کنیم.

the park's perimeters were marked with bright flags.

محدوده های پارک با پرچم های روشن مشخص شده بودند.

animals tend to roam outside their natural perimeters.

حیوانات معمولاً در خارج از محدوده طبیعی خود پرسه می زنند.

perimeters can help define the boundaries of a property.

محدوده ها می توانند به تعریف مرزهای یک ملک کمک کنند.

the police set up perimeters to control the situation.

پلیس برای کنترل وضعیت، محدوده هایی ایجاد کرد.

we walked along the perimeters of the lake.

ما در امتداد محدوده های دریاچه قدم زدیم.

understanding the perimeters of your project is crucial.

درک محدوده های پروژه شما بسیار مهم است.

they installed cameras around the perimeters for security.

آنها برای امنیت دوربین هایی را در اطراف محدوده ها نصب کردند.

adjusting the perimeters can improve the performance of the system.

تنظیم محدوده ها می تواند عملکرد سیستم را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید