this sudden surge of perverted patriotism.
این افزایش ناگهانی وطنپرستی تحریفشده.
a perverted idea of justice.
ایده تحریفشده عدالت.
a perverted translation of an epic poem.
ترجمه تحریفشدهای از یک شعر حماسی
He was perverted by his evil companions.
او توسط همراهان شیطانی خود تحریف شد.
he whispered perverted obscenities.
او فحاشیهای تحریفشده را زمزمه کرد.
Hector is a man who is simply perverted by his time.
هاکتِر مردی است که به سادگی توسط زمانش فاسد شده است.
perverted her talent by putting it to evil purposes;
با قرار دادن آن در اهداف شیطانی، استعداد او را تحریف کرد.
Confined within his perverted consciousness, Leventhal, the protagonist of The Victim by Saul Bellow, is apathetically callous to the outside world.
لهونتال، شخصیت اصلی رمان قربانی اثر سول بلُو، در محدودیت ذهنیت منحرف خود، نسبت به دنیای بیرون بیتفاوت و بیحس است.
When hunting perverted ghosts, blondes make good bait and iron knives make good weapons—but watch out for the blonde's mother or she'll whup your ass.
هنگام شکار ارواح منحرف، بلوندها طعمه خوبی هستند و چاقوهای آهنی سلاحهای خوبی هستند - اما مراقب مادر بلوند باشید یا او لگدتان میکند.
When hunting perverted ghosts, blondes make good bait and iron knives make good weapons – but watch out for the blonde's mother or she'll whup your ass.
هنگام شکار ارواح منحرف، بلوندها طعمه خوبی هستند و چاقوهای آهنی سلاحهای خوبی هستند - اما مراقب مادر بلوند باشید یا او لگدتان میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید