petard

[ایالات متحده]/pɪ'tɑːd/
[بریتانیا]/pɪˈtɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه انفجاری که برای شکستن درها یا دروازه‌ها استفاده می‌شود، معمولاً شامل یک ظرف پر از باروت و یک فتیله است
Word Forms
جمعpetards
صفت یا فعل حال استمراریpetarding

عبارات و ترکیب‌ها

catch a petard

گرفتن طناب

جملات نمونه

It was indeed a clever plan to entrap his opponent, but in the end he was hoist by his own petard.

در واقع یک طرح زیرکانه برای به دام انداختن حریفش بود، اما در نهایت خود او قربانی نقش خود شد.

hoist with his own petard

با دام خود به زمین افتادن

to be caught in one's own petard

با دام خود به زمین افتادن

to blow oneself up with one's own petard

با دام خود به زمین افتادن

to be hoist by one's own petard

با دام خود به زمین افتادن

نمونه‌های واقعی

It was always appealing when a character is hoist on his own petard.

همیشه جذاب بود زمانی که شخصیتی در دام خودش گرفتار می‌شد.

منبع: GQ — Representative Roles of Celebrities

Listeners, I capitulated in the two minutes we were on break and I did Google petard.

شنوندگان، من در دو دقیقه‌ای که استراحت می‌کردیم تسلیم شدم و پِتار را در گوگل جستجو کردم.

منبع: Financial Times Podcast

Listeners, you should write in and tell us, what is a petard?

شنوندگان، شما باید بنویسید و به ما بگویید، پِتار چیست؟

منبع: Financial Times Podcast

In any case, I don't even know if I'm saying petard right.

در هر صورت، من حتی نمی‌دانم که آیا پِتار را درست تلفظ می‌کنم یا نه.

منبع: Financial Times Podcast

How's that? How did I do? Do you know what a petard is?

چطور بود؟ من چه کردم؟ آیا می‌دانید پِتار چیست؟

منبع: Financial Times Podcast

And in the case of Icahn, this gives me an excuse to use a phrase which I've long wanted to use, which is hoisted by his own petard.

و در مورد ایکان، این به من فرصتی می‌دهد تا از عبارتی استفاده کنم که مدت‌ها می‌خواستم از آن استفاده کنم، که این است: گرفتار شدن در دام خودش.

منبع: Financial Times Podcast

How I picture a petard is some kind of medieval weapon that's sort of like a spear or a halberd or a pike, and that somehow you're hoisted on it in some kind of jousting accident.

تصور من از پِتار این است که نوعی سلاح قرون وسطایی است که بیشتر شبیه نیزن، یا هِلبِرْد یا نیزه است، و به نحوی در یک حادثه سوارکاری گرفتار می‌شوید.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید