| جمع | phoners |
cell phoner
تلفن همراه
chronic phoner
تماسگیر مزمن
phoner call
تماس تلفنی
loud phoner
تماس تلفنی بلند
phoner etiquette
ادب تلفنی
be a phoner
تماسگیر بودن
phoner habits
عادتهای تلفنی
phoner addiction
اعتیاد به تلفن
avoid phoner
اجتناب از تلفن
phoner time
زمان تلفن
he picked up the phoner to call his mother.
او گوشی را برداشت تا مادرش را صدا کند.
the phoner bill was surprisingly high this month.
قبض گوشی این ماه به طرز عجیبی بالا بود.
she left her phoner on the table and forgot about it.
او گوشی خود را روی میز گذاشت و فراموشش کرد.
can you pass me the phoner, please?
میتوانید گوشی را به من بدهید، لطفاً؟
he's always on the phoner, chatting with friends.
او همیشه با گوشی در ارتباط است و با دوستانش گپ میزند.
the new phoner has excellent camera quality.
گوشی جدید دارای کیفیت دوربین عالی است.
she bought a new phoner with a large screen.
او یک گوشی جدید با صفحه نمایش بزرگ خرید.
he dropped his phoner and cracked the screen.
او گوشی خود را انداخت و صفحه نمایش را شکست.
the phoner's battery life is quite impressive.
عمر باتری گوشی بسیار چشمگیر است.
they're selling phoners at a discounted price.
آنها گوشیها را با قیمت تخفیفدار میفروشند.
he uses his phoner to take photos and videos.
او از گوشی خود برای گرفتن عکس و فیلم استفاده میکند.
cell phoner
تلفن همراه
chronic phoner
تماسگیر مزمن
phoner call
تماس تلفنی
loud phoner
تماس تلفنی بلند
phoner etiquette
ادب تلفنی
be a phoner
تماسگیر بودن
phoner habits
عادتهای تلفنی
phoner addiction
اعتیاد به تلفن
avoid phoner
اجتناب از تلفن
phoner time
زمان تلفن
he picked up the phoner to call his mother.
او گوشی را برداشت تا مادرش را صدا کند.
the phoner bill was surprisingly high this month.
قبض گوشی این ماه به طرز عجیبی بالا بود.
she left her phoner on the table and forgot about it.
او گوشی خود را روی میز گذاشت و فراموشش کرد.
can you pass me the phoner, please?
میتوانید گوشی را به من بدهید، لطفاً؟
he's always on the phoner, chatting with friends.
او همیشه با گوشی در ارتباط است و با دوستانش گپ میزند.
the new phoner has excellent camera quality.
گوشی جدید دارای کیفیت دوربین عالی است.
she bought a new phoner with a large screen.
او یک گوشی جدید با صفحه نمایش بزرگ خرید.
he dropped his phoner and cracked the screen.
او گوشی خود را انداخت و صفحه نمایش را شکست.
the phoner's battery life is quite impressive.
عمر باتری گوشی بسیار چشمگیر است.
they're selling phoners at a discounted price.
آنها گوشیها را با قیمت تخفیفدار میفروشند.
he uses his phoner to take photos and videos.
او از گوشی خود برای گرفتن عکس و فیلم استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید