phons

[ایالات متحده]/fɒn/
[بریتانیا]/fɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد از سطح بلندی صدا؛ یک واحد از شدت صدا

عبارات و ترکیب‌ها

smartphone

تلفن همراه

microphone

میکروفون

telephone

تلفن

headphone

هدفون

earphone

هدفون

xylophone

زن‌گ

saxophone

ساکسیفون

gramophone

گرامافون

videophone

تلفن تصویری

cellphone

تلفن همراه

جملات نمونه

my smartphone has a high-quality phon camera.

گوشی هوشمند من دارای دوربین فون با کیفیت بالا است.

she loves to listen to phon music while studying.

او عاشق گوش دادن به موسیقی فون در حالی که درس می خواند است.

phon technology has advanced rapidly in recent years.

فناوری فون در سال های اخیر به سرعت پیشرفت کرده است.

he is working on a new phon application.

او روی یک برنامه فون جدید کار می کند.

the phon quality of this recording is excellent.

کیفیت فون این ضبط عالی است.

we need to improve the phon features of our product.

ما باید ویژگی های فون محصول خود را بهبود بخشیم.

phon systems are essential for modern communication.

سیستم های فون برای ارتباطات مدرن ضروری هستند.

she has a great ear for phon sounds.

او گوش بسیار خوبی برای صداهای فون دارد.

he enjoys creating phon art using various tools.

او از ایجاد هنر فون با استفاده از ابزارهای مختلف لذت می برد.

phonetics is a fascinating field of study.

آواشناسی یک زمینه مطالعه جالب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید