pierce

[ایالات متحده]/pɪəs/
[بریتانیا]/pɪrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نفوذ کردن; عبور کردن; سوراخ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pierce through

از دل گذر کردن

piercing pain

درد گزنده

pierced ears

گوش‌های سوراخ شده

piercing gaze

نگاه نافذ

pierce brosnan

پیرس بروسنان

جملات نمونه

a shrill voice pierced the air.

صدای گوش خراشی هوا را شکافت.

sirens pierce the silence of the night.

آژیرها سکوت شب را سوراخ می‌کنند.

The cold pierced him to the bone.

سرما او را تا استخوان سوراخ کرد.

The path pierced the wilderness.

مسیر از دل طبیعت عبور کرد.

The rocket pierced through space.

موشک از میان فضا عبور کرد.

The needle pierced the material.

سوزن از مواد عبور کرد.

A ray of light pierced the darkness.

یک پرتو نور تاریکی را سوراخ کرد.

A sudden howl pierced the silence.

یک زوزه ناگهانی سکوت را شکست.

The knife did not pierce very deeply.

چاقو خیلی عمیق نفوذ نکرد.

A chill pierced into the marrow.

یک لرز سرما تا مغز استخوان نفوذ کرد.

They pierced through the thick forest.

آنها از میان جنگل انبوه عبور کردند.

The spear pierced the lion's heart.

نیزه قلب شیر را سوراخ کرد.

a splinter had pierced the skin.

یک ترکه پوست را سوراخ کرده بود.

they were seeking to pierce the anti-ballistic-missile defences.

آنها به دنبال نفوذ به دفاع ضد موشک بالستیک بودند.

A nail pierced the tire of our car.

میخ لاستیک ماشین ما را سوراخ کرد.

A sharp cry pierced the night air.

یک فریاد دردناک هوا را شکافت.

His heart was pierced with grief.

قلب او با اندوه سوراخ شد.

His shout pierced the din.

جیغ او از میان هیاهو عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید