pigging

[ایالات متحده]/ˈpɪɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɪɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تمیز کردن در لوله‌ها; چدن
v. به طمع خوردن; زاییدن بچه خوک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

pigging out

خوردن زیاد و بی‌وقفه

pigging back

چرخش پشتی

pigging system

سیستم پیگینگ

pigging operation

عملیات پیگینگ

pigging tool

ابزار پیگینگ

pigging run

اجرای پیگینگ

pigging process

فرآیند پیگینگ

pigging inspection

بازرسی پیگینگ

pigging launch

راه‌اندازی پیگینگ

pigging station

ایستگاه پیگینگ

جملات نمونه

he spent the whole weekend pigging out on junk food.

او آخر هفته را با خوردن غذاهای ناسالم سپری کرد.

they were pigging around instead of doing their homework.

آنها به جای انجام تکالیفشان دور و بر می‌کردند.

after pigging out at the buffet, i felt so full.

بعد از خوردن زیاد در بوفه، احساس پر بودن کردم.

she caught him pigging out on cookies when he thought no one was watching.

او دید که او در حال خوردن زیاد بیسکویت است در حالی که فکر می‌کرد هیچ کس نمی‌بیند.

we spent the day pigging in the sun at the beach.

ما روز را در آفتاب در ساحل گذراندیم.

he loves pigging out during movie nights with friends.

او عاشق خوردن زیاد در شب‌های تماشای فیلم با دوستانش است.

the kids were pigging around in the backyard.

بچه‌ها در حیاط پشتی دور و بر می‌کردند.

after pigging out at dinner, i couldn't move.

بعد از خوردن زیاد در شام، نتوانستم تکان بخورم.

they ended up pigging out at the new restaurant.

آنها در نهایت در رستوران جدید زیاد خوردند.

she was pigging out on ice cream while watching tv.

او در حال خوردن زیاد بستنی در حالی که تلویزیون تماشا می‌کرد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید