| قسمت سوم فعل | piggybacked |
| زمان گذشته | piggybacked |
| صفت یا فعل حال استمراری | piggybacking |
| جمع | piggybacks |
| شکل سوم شخص مفرد | piggybacks |
piggyback ride
نشستن روی پشت دیگران
piggyback loan
وام پشتوانه
piggyback marketing
بازاریابی پشتوانه
piggyback strategy
استراتژی پشتوانه
piggyback effect
اثر پشتوانه
piggyback plan
برنامه پشتوانه
piggyback service
خدمات پشتوانه
piggyback approach
رویکرد پشتوانه
piggyback system
سیستم پشتوانه
we decided to piggyback on their marketing strategy.
ما تصمیم گرفتیم از استراتژی بازاریابی آنها سوار شویم.
the new app will piggyback on existing technologies.
برنامه جدید از فناوریهای موجود استفاده خواهد کرد.
she often piggybacks on her friend's ideas.
او اغلب از ایدههای دوستش الهام میگیرد.
let's piggyback on this project to gain more exposure.
بیایید از این پروژه برای افزایش دیده شدن استفاده کنیم.
the company plans to piggyback on the success of the event.
شرکت قصد دارد از موفقیت این رویداد بهرهمند شود.
he decided to piggyback on her research for his thesis.
او تصمیم گرفت از تحقیقات او برای پایاننامه خود استفاده کند.
they will piggyback on our distribution network.
آنها از شبکه توزیع ما استفاده خواهند کرد.
the campaign will piggyback on social media trends.
کمپین از روند رسانههای اجتماعی استفاده خواهد کرد.
we can piggyback on their customer base to increase sales.
ما میتوانیم از پایگاه مشتریان آنها برای افزایش فروش استفاده کنیم.
she plans to piggyback on the conference for networking.
او قصد دارد از کنفرانس برای شبکهسازی استفاده کند.
piggyback ride
نشستن روی پشت دیگران
piggyback loan
وام پشتوانه
piggyback marketing
بازاریابی پشتوانه
piggyback strategy
استراتژی پشتوانه
piggyback effect
اثر پشتوانه
piggyback plan
برنامه پشتوانه
piggyback service
خدمات پشتوانه
piggyback approach
رویکرد پشتوانه
piggyback system
سیستم پشتوانه
we decided to piggyback on their marketing strategy.
ما تصمیم گرفتیم از استراتژی بازاریابی آنها سوار شویم.
the new app will piggyback on existing technologies.
برنامه جدید از فناوریهای موجود استفاده خواهد کرد.
she often piggybacks on her friend's ideas.
او اغلب از ایدههای دوستش الهام میگیرد.
let's piggyback on this project to gain more exposure.
بیایید از این پروژه برای افزایش دیده شدن استفاده کنیم.
the company plans to piggyback on the success of the event.
شرکت قصد دارد از موفقیت این رویداد بهرهمند شود.
he decided to piggyback on her research for his thesis.
او تصمیم گرفت از تحقیقات او برای پایاننامه خود استفاده کند.
they will piggyback on our distribution network.
آنها از شبکه توزیع ما استفاده خواهند کرد.
the campaign will piggyback on social media trends.
کمپین از روند رسانههای اجتماعی استفاده خواهد کرد.
we can piggyback on their customer base to increase sales.
ما میتوانیم از پایگاه مشتریان آنها برای افزایش فروش استفاده کنیم.
she plans to piggyback on the conference for networking.
او قصد دارد از کنفرانس برای شبکهسازی استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید