pilotings

[ایالات متحده]/ˈpaɪlətɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpaɪlətɪŋz/

ترجمه

v. کشیدن یا هدایت یک کشتی؛ ناوبری
n. عمل هدایت یک کشتی به بندر؛ روش ناوبری ساحلی؛ ناوبری با نشانه‌های طبیعی؛ بازرسی نیمه‌کارخانه

عبارات و ترکیب‌ها

pilotings process

فرآیند آزمایشی

pilotings project

پروژه آزمایشی

pilotings phase

فاز آزمایشی

pilotings study

مطالعه آزمایشی

pilotings strategy

استراتژی آزمایشی

pilotings report

گزارش آزمایشی

pilotings plan

برنامه آزمایشی

pilotings evaluation

ارزیابی آزمایشی

pilotings session

جلسه آزمایشی

pilotings review

بررسی آزمایشی

جملات نمونه

we need to improve the pilotings for the new aircraft.

ما نیاز به بهبود هدایت برای هواپیمای جدید داریم.

the pilotings of the ship were executed flawlessly.

هدایت کشتی به طور کامل و بدون نقص انجام شد.

effective pilotings can enhance safety in aviation.

هدایت مؤثر می‌تواند ایمنی را در هوانوردی افزایش دهد.

he specializes in the pilotings of commercial vessels.

او در هدایت کشتی‌های تجاری تخصص دارد.

the pilotings during the storm were quite challenging.

هدایت در طول طوفان بسیار چالش برانگیز بود.

she received training for the pilotings of drones.

او برای هدایت پهپادها آموزش دید.

pilotings require a strong understanding of navigation.

هدایت به درک قوی از ناوبری نیاز دارد.

they discussed the pilotings of the new model extensively.

آنها به طور گسترده در مورد هدایت مدل جدید بحث کردند.

proper pilotings can reduce the risk of accidents.

هدایت مناسب می‌تواند خطر تصادفات را کاهش دهد.

her experience in pilotings made her an asset to the team.

تجربه او در هدایت او را به یک دارایی برای تیم تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید