| جمع | pinheads |
pinhead idea
ایدهی سطحی
pinhead move
حرکت سطحی
pinhead comment
نظری سطحی
pinhead behavior
رفتار سطحی
pinhead mistake
اشتباه سطحی
pinhead decision
تصمیم سطحی
pinhead argument
استدلال سطحی
pinhead question
سوال سطحی
pinhead theory
تئوری سطحی
don't be such a pinhead when making decisions.
وقتی تصمیم میگیرید، آنقدر احمقانه رفتار نکنید.
he called me a pinhead for forgetting the meeting.
او به خاطر فراموش کردن جلسه، من را اسم کوچکی صدا کرد.
sometimes, i feel like a total pinhead for my mistakes.
گاهی اوقات، به خاطر اشتباهاتم احساس میکنم کاملاً اسم کوچکم.
she acted like a pinhead during the presentation.
او در طول ارائه مثل اسم کوچکی رفتار کرد.
don't be a pinhead; just ask for help.
اسم کوچک نشو؛ فقط از کمک بخواه.
he often makes pinhead comments that annoy everyone.
او اغلب نظرات اسم کوچکی میدهد که باعث آزار همه میشود.
being a pinhead won't get you far in life.
اسم کوچک بودن شما را در زندگی به جایی نخواهد رساند.
she realized she was being a pinhead after reflecting on her actions.
او متوجه شد که بعد از فکر کردن در مورد اقداماتش، اسم کوچک رفتار میکرده است.
my friend sometimes acts like a pinhead when he's tired.
دوست من گاهی اوقات وقتی خسته است، مثل اسم کوچک رفتار میکند.
don't be a pinhead; think before you speak.
اسم کوچک نشو؛ قبل از صحبت کردن فکر کن.
pinhead idea
ایدهی سطحی
pinhead move
حرکت سطحی
pinhead comment
نظری سطحی
pinhead behavior
رفتار سطحی
pinhead mistake
اشتباه سطحی
pinhead decision
تصمیم سطحی
pinhead argument
استدلال سطحی
pinhead question
سوال سطحی
pinhead theory
تئوری سطحی
don't be such a pinhead when making decisions.
وقتی تصمیم میگیرید، آنقدر احمقانه رفتار نکنید.
he called me a pinhead for forgetting the meeting.
او به خاطر فراموش کردن جلسه، من را اسم کوچکی صدا کرد.
sometimes, i feel like a total pinhead for my mistakes.
گاهی اوقات، به خاطر اشتباهاتم احساس میکنم کاملاً اسم کوچکم.
she acted like a pinhead during the presentation.
او در طول ارائه مثل اسم کوچکی رفتار کرد.
don't be a pinhead; just ask for help.
اسم کوچک نشو؛ فقط از کمک بخواه.
he often makes pinhead comments that annoy everyone.
او اغلب نظرات اسم کوچکی میدهد که باعث آزار همه میشود.
being a pinhead won't get you far in life.
اسم کوچک بودن شما را در زندگی به جایی نخواهد رساند.
she realized she was being a pinhead after reflecting on her actions.
او متوجه شد که بعد از فکر کردن در مورد اقداماتش، اسم کوچک رفتار میکرده است.
my friend sometimes acts like a pinhead when he's tired.
دوست من گاهی اوقات وقتی خسته است، مثل اسم کوچک رفتار میکند.
don't be a pinhead; think before you speak.
اسم کوچک نشو؛ قبل از صحبت کردن فکر کن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید