pinked

[ایالات متحده]/pɪŋkt/
[بریتانیا]/pɪŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سوراخ شده یا پنچر شده

عبارات و ترکیب‌ها

pinked out

صورتی رنگ

pinked up

صورتی شد

pinked cheeks

گونه‌های صورتی

pinked dress

لباس صورتی

pinked flowers

گل‌های صورتی

pinked skies

آسمان‌های صورتی

pinked nails

ناخن‌های صورتی

pinked lips

لب‌های صورتی

pinked walls

دیوارهای صورتی

pinked accessories

لوازم جانبی صورتی

جملات نمونه

the artist pinked the canvas with vibrant colors.

هنرمند بوم نقاشی را با رنگ‌های زنده صورتی کرد.

she pinked her cheeks with blush before the party.

او گونه‌های خود را قبل از مهمانی با رژگونه صورتی کرد.

the flowers in the garden were pinked by the morning sun.

گل‌های باغ توسط خورشید صبحگاهی صورتی شدند.

he pinked the edges of the paper for a decorative touch.

او لبه‌های کاغذ را برای جلوه‌ای تزئینی صورتی کرد.

the dress was pinked to match the theme of the event.

لباس برای مطابقت با موضوع رویداد صورتی شد.

she pinked her nails for a cheerful look.

او برای داشتن ظاهری شاد ناخن‌های خود را صورتی کرد.

the sunset pinked the sky beautifully.

غروب خورشید به زیبایی آسمان را صورتی کرد.

he pinked the walls of his room to create a cozy atmosphere.

او دیوارهای اتاق خود را برای ایجاد فضایی دنج صورتی کرد.

the cake was pinked with icing for the celebration.

کیک برای جشن با خمیر شکلاتی صورتی شد.

she pinked her lips with lipstick before going out.

او قبل از بیرون رفتن لب‌های خود را با رژ لب صورتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید