| جمع | pipefuls |
pipeful of smoke
پر لوله دود
pipeful of water
پر لوله آب
pipeful of air
پر لوله هوا
pipeful of wine
پر لوله شراب
pipeful of beer
پر لوله آبجو
pipeful of clay
پر لوله خاک رس
pipeful of oil
پر لوله روغن
pipeful of sand
پر لوله شن
pipeful of herbs
پر لوله گیاهان دارویی
he filled the kettle with a pipeful of water.
او کتری را با یک پیمانه آب پر کرد.
she took a pipeful of tobacco for her pipe.
او برای پیپ خود یک پیمانه تنباکو برداشت.
we need a pipeful of gas to heat the house.
ما به یک پیمانه گاز برای گرم کردن خانه نیاز داریم.
the artist drew a pipeful of colors on the canvas.
هنرمند یک پیمانه رنگ را روی بوم نقاشی کشید.
after a long day, he enjoyed a pipeful of his favorite blend.
بعد از یک روز طولانی، او از یک پیمانه مخلوط مورد علاقه خود لذت برد.
she poured a pipeful of wine into the glass.
او یک پیمانه شراب را در لیوان ریخت.
he took a pipeful of air before diving into the water.
او قبل از شیرجه زدن به آب، یک پیمانه هوا گرفت.
they delivered a pipeful of fresh water to the campsite.
آنها یک پیمانه آب تازه به محل کمپ تحویل دادند.
she enjoys a pipeful of herbal tea in the evening.
او در شب از یک پیمانه چای گیاهی لذت می برد.
he filled his pipe with a pipeful of aromatic tobacco.
او پیپ خود را با یک پیمانه تنباکوی معطر پر کرد.
pipeful of smoke
پر لوله دود
pipeful of water
پر لوله آب
pipeful of air
پر لوله هوا
pipeful of wine
پر لوله شراب
pipeful of beer
پر لوله آبجو
pipeful of clay
پر لوله خاک رس
pipeful of oil
پر لوله روغن
pipeful of sand
پر لوله شن
pipeful of herbs
پر لوله گیاهان دارویی
he filled the kettle with a pipeful of water.
او کتری را با یک پیمانه آب پر کرد.
she took a pipeful of tobacco for her pipe.
او برای پیپ خود یک پیمانه تنباکو برداشت.
we need a pipeful of gas to heat the house.
ما به یک پیمانه گاز برای گرم کردن خانه نیاز داریم.
the artist drew a pipeful of colors on the canvas.
هنرمند یک پیمانه رنگ را روی بوم نقاشی کشید.
after a long day, he enjoyed a pipeful of his favorite blend.
بعد از یک روز طولانی، او از یک پیمانه مخلوط مورد علاقه خود لذت برد.
she poured a pipeful of wine into the glass.
او یک پیمانه شراب را در لیوان ریخت.
he took a pipeful of air before diving into the water.
او قبل از شیرجه زدن به آب، یک پیمانه هوا گرفت.
they delivered a pipeful of fresh water to the campsite.
آنها یک پیمانه آب تازه به محل کمپ تحویل دادند.
she enjoys a pipeful of herbal tea in the evening.
او در شب از یک پیمانه چای گیاهی لذت می برد.
he filled his pipe with a pipeful of aromatic tobacco.
او پیپ خود را با یک پیمانه تنباکوی معطر پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید