pissed off
عصبانی
You should have seen Tom when he got home last night—he was pissed as a newt!
باید میدیدید تام وقتی که شب به خانه رسید - او مثل یک آشارهگر مست بود!
I am pissed off with his constant excuses.
من از بهانههایش خسته شدهام.
She was pissed at her friend for betraying her trust.
او از دوستش به خاطر خیانتش عصبانی بود.
He got pissed when his flight was delayed.
وقتی پروازش تاخیر داشت، او عصبانی شد.
Don't get pissed over small things like that!
نگذارید به خاطر چیزهای کوچک مثل آن عصبانی شوید!
I was so pissed that I couldn't even speak.
من آنقدر عصبانی بودم که حتی نمیتوانستم صحبت کنم.
She's always pissed off in the mornings.
او همیشه صبحها عصبانی است.
He seemed pissed about losing the game.
او به نظر میرسید که به خاطر باختن در بازی عصبانی است.
I'm pissed that they didn't invite me to the party.
من از اینکه او را به مهمانی دعوت نکردند عصبانیام.
She was really pissed when she found out he had lied to her.
وقتی فهمید که او به او دروغ گفته، او واقعاً عصبانی بود.
He's pissed because his boss keeps giving him extra work.
او عصبانی است زیرا رئیسش دائماً او را با کارهای اضافی درگیر میکند.
pissed off
عصبانی
You should have seen Tom when he got home last night—he was pissed as a newt!
باید میدیدید تام وقتی که شب به خانه رسید - او مثل یک آشارهگر مست بود!
I am pissed off with his constant excuses.
من از بهانههایش خسته شدهام.
She was pissed at her friend for betraying her trust.
او از دوستش به خاطر خیانتش عصبانی بود.
He got pissed when his flight was delayed.
وقتی پروازش تاخیر داشت، او عصبانی شد.
Don't get pissed over small things like that!
نگذارید به خاطر چیزهای کوچک مثل آن عصبانی شوید!
I was so pissed that I couldn't even speak.
من آنقدر عصبانی بودم که حتی نمیتوانستم صحبت کنم.
She's always pissed off in the mornings.
او همیشه صبحها عصبانی است.
He seemed pissed about losing the game.
او به نظر میرسید که به خاطر باختن در بازی عصبانی است.
I'm pissed that they didn't invite me to the party.
من از اینکه او را به مهمانی دعوت نکردند عصبانیام.
She was really pissed when she found out he had lied to her.
وقتی فهمید که او به او دروغ گفته، او واقعاً عصبانی بود.
He's pissed because his boss keeps giving him extra work.
او عصبانی است زیرا رئیسش دائماً او را با کارهای اضافی درگیر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید