plaisters

[ایالات متحده]/ˈpleɪstə/
[بریتانیا]/ˈpleɪstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گچ، گچبری، یا بانداژ چسبی
v. گچ زدن، با بانداژ پوشاندن، تسکین دادن، چسباندن، به شدت آسیب زدن

عبارات و ترکیب‌ها

apply plaister

اعمال پلاستر

remove plaister

برداشتن پلاستر

plaister cast

گچ بری

plaister wall

دیوار گچی

plaister repair

تعمیر پلاستر

plaister finish

پایان پلاستر

plaister patch

درز پلاستر

plaister surface

سطح پلاستر

plaister mix

مخلوط پلاستر

plaister board

صفحه پلاستر

جملات نمونه

she applied a plaister to her cut.

او یک پلاست روی برش خود زد.

he always carries a plaister in his bag.

او همیشه یک پلاست در کیف خود دارد.

the plaister helped to heal the wound quickly.

پلاست به التیام سریع زخم کمک کرد.

make sure to change the plaister regularly.

مطمئن شوید که پلاست را به طور منظم عوض کنید.

she ran to the pharmacy to buy a plaister.

او برای خرید یک پلاست به داروخانه دوید.

he put a plaister on his blister.

او یک پلاست روی تاولش گذاشت.

the doctor recommended using a special plaister.

پزشک استفاده از یک پلاست خاص را توصیه کرد.

after the hike, i needed a plaister for my sore feet.

بعد از پیاده‌روی، به یک پلاست برای پاهای خسته‌ام نیاز داشتم.

he forgot to pack a plaister for the trip.

او فراموش کرد یک پلاست برای سفر ببندد.

the plaister was too small for the large cut.

پلاست برای برش بزرگ خیلی کوچک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید