plonking

[ایالات متحده]/ˈplɒŋkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈplɑːŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور بی‌دقت گذاشتن؛ با صدای بلند انداختن؛ به شدت نشستن؛ به طور غیررسمی نشستن

عبارات و ترکیب‌ها

plonking down

نشستن با عجله

plonking around

چک چک کردن

plonking it

آن را انداختن

plonking noise

صدای ضربه

plonking chair

صندلی ضربه ای

plonking sound

صدای ضربه

plonking on

روی آن انداختن

plonking about

در اطراف انداختن

plonking it down

آن را انداختن

plonking in

در آن انداختن

جملات نمونه

he was plonking down his heavy bag on the table.

او در حال گذاشتن کوله‌پشتی سنگینش روی میز بود.

the children were plonking around in the garden.

کودکان در حال بازی و تفریح در باغ بودند.

she was plonking her keys on the counter.

او کلیدهایش را روی پیشخوان می‌گذاشت.

he plonked himself onto the couch after a long day.

او بعد از یک روز طولانی با عجله روی مبل نشست.

they were plonking their drinks down at the bar.

آنها نوشیدنی‌های خود را با عجله در بار گذاشتند.

stop plonking your feet on the table!

دیگر پاهایت را روی میز نگذار!

she plonked the dishes into the sink.

او با عجله بشقاب‌ها را داخل سینک گذاشت.

he plonked down the remote control and sighed.

او با عجله ریموت کنترل را روی زمین گذاشت و آهی کشید.

the cat plonked itself on my lap.

گربه با عجله روی دامنم نشست.

she was plonking her way through the crowd.

او با عجله از میان جمعیت عبور می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید