| جمع | politicks |
| شکل سوم شخص مفرد | politicks |
| صفت یا فعل حال استمراری | politicking |
| زمان گذشته | politicked |
| قسمت سوم فعل | politicked |
politick around
بازیهای سیاسی
politick for votes
برای کسب رای سیاستبازی کردن
politick with rivals
سیاستبازی با رقبا
politick in circles
سیاستبازی در حلقهها
politick behind scenes
سیاستبازی پشت صحنه
politick on issues
سیاستبازی در مورد مسائل
politick for change
برای تغییر سیاستبازی کردن
politick for power
برای قدرت سیاستبازی کردن
politick for influence
برای نفوذ سیاستبازی کردن
politick in public
سیاستبازی در حضور عموم
they often politick behind closed doors.
آنها اغلب پشت درهای بسته سیاستبازی میکنند.
it's important to politick effectively to gain support.
برای به دست آوردن حمایت، سیاستبازی موثر مهم است.
she knows how to politick her way through the organization.
او میداند چگونه با سیاستبازی از سازمان عبور کند.
politicking can sometimes overshadow real issues.
سیاستبازی گاهی اوقات میتواند مسائل واقعی را تحتالشعاع قرار دهد.
he tends to politick rather than address the problems directly.
او تمایل دارد به جای پرداختن مستقیم به مشکلات، سیاستبازی کند.
they are skilled at politicking to secure their positions.
آنها در سیاستبازی برای حفظ موقعیت خود مهارت دارند.
politicking is a common practice in many workplaces.
سیاستبازی یک عمل رایج در بسیاری از محیطهای کار است.
it's exhausting to constantly have to politick.
به طور مداوم مجبور به سیاستبازی شدن خستهکننده است.
they began to politick for the upcoming election.
آنها برای انتخابات پیش رو شروع به سیاستبازی کردند.
effective politicking can lead to significant changes.
سیاستبازی موثر میتواند منجر به تغییرات قابل توجهی شود.
politick around
بازیهای سیاسی
politick for votes
برای کسب رای سیاستبازی کردن
politick with rivals
سیاستبازی با رقبا
politick in circles
سیاستبازی در حلقهها
politick behind scenes
سیاستبازی پشت صحنه
politick on issues
سیاستبازی در مورد مسائل
politick for change
برای تغییر سیاستبازی کردن
politick for power
برای قدرت سیاستبازی کردن
politick for influence
برای نفوذ سیاستبازی کردن
politick in public
سیاستبازی در حضور عموم
they often politick behind closed doors.
آنها اغلب پشت درهای بسته سیاستبازی میکنند.
it's important to politick effectively to gain support.
برای به دست آوردن حمایت، سیاستبازی موثر مهم است.
she knows how to politick her way through the organization.
او میداند چگونه با سیاستبازی از سازمان عبور کند.
politicking can sometimes overshadow real issues.
سیاستبازی گاهی اوقات میتواند مسائل واقعی را تحتالشعاع قرار دهد.
he tends to politick rather than address the problems directly.
او تمایل دارد به جای پرداختن مستقیم به مشکلات، سیاستبازی کند.
they are skilled at politicking to secure their positions.
آنها در سیاستبازی برای حفظ موقعیت خود مهارت دارند.
politicking is a common practice in many workplaces.
سیاستبازی یک عمل رایج در بسیاری از محیطهای کار است.
it's exhausting to constantly have to politick.
به طور مداوم مجبور به سیاستبازی شدن خستهکننده است.
they began to politick for the upcoming election.
آنها برای انتخابات پیش رو شروع به سیاستبازی کردند.
effective politicking can lead to significant changes.
سیاستبازی موثر میتواند منجر به تغییرات قابل توجهی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید