pollexes

[ایالات متحده]/ˈpɒlɛksɪz/
[بریتانیا]/ˈpɑːlɛksɪz/

ترجمه

n. شکل جمع پولکس، به معنی شست؛ (پولکس) یک نام خانوادگی؛ (آلمانی) پولکس

عبارات و ترکیب‌ها

flexed pollexes

انگشت‌های شست خمیده

opposing pollexes

انگشت‌های شست مخالف

pollexes extended

انگشت‌های شست کشیده شده

gripping pollexes

انگشت‌های شست در حال گرفتن

pollexes aligned

انگشت‌های شست تراز شده

pollexes curled

انگشت‌های شست حلقه شده

strong pollexes

انگشت‌های شست قوی

pollexes active

انگشت‌های شست فعال

pollexes moving

انگشت‌های شست در حال حرکت

pollexes grasping

انگشت‌های شست در حال گرفتن

جملات نمونه

pollexes are essential for gripping objects tightly.

انگشت‌های شست برای گرفتن محکم اشیا ضروری هستند.

he injured his pollex while playing sports.

او در حین ورزش کردن انگشت شست خود را مصدوم کرد.

many animals rely on their pollexes for climbing.

بسیاری از حیوانات برای بالا رفتن به انگشت‌های شست خود متکی هستند.

pollexes are often used in hand gestures.

انگشت‌های شست اغلب در حرکات دست استفاده می‌شوند.

the pollex plays a vital role in human dexterity.

انگشت شست نقش مهمی در مهارت‌های حرکتی انسان ایفا می‌کند.

she pointed with her pollex to indicate direction.

او با انگشت شست خود به سمت جهت اشاره کرد.

pollexes help us perform intricate tasks like typing.

انگشت‌های شست به ما کمک می‌کنند تا کارهای پیچیده‌ای مانند تایپ را انجام دهیم.

he has strong pollexes that allow him to lift heavy weights.

او انگشت‌های شست قوی دارد که به او اجازه می‌دهد وزنه‌های سنگین را بلند کند.

pollexes can be affected by arthritis in older adults.

در افراد مسن، انگشت‌های شست ممکن است تحت تأثیر آرتریت قرار گیرند.

she uses her pollex to navigate her smartphone.

او از انگشت شست خود برای پیمایش در تلفن هوشمند خود استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید