potences

[ایالات متحده]/ˈpəʊtəns/
[بریتانیا]/ˈpoʊtəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قدرت یا نفوذ؛ پتانسیل یا اثربخشی

عبارات و ترکیب‌ها

great potence

قدرت بزرگ

full potence

قدرت کامل

divine potence

قدرت الهی

hidden potence

قدرت پنهان

magical potence

قدرت جادویی

latent potence

قدرت نهفته

moral potence

قدرت اخلاقی

political potence

قدرت سیاسی

physical potence

قدرت جسمانی

creative potence

قدرت خلاقانه

جملات نمونه

the potence of the new engine amazed everyone.

قدرت موتور جدید باعث شگفتی همه شد.

his potence in the field of science is widely recognized.

توانایی او در زمینه علم به طور گسترده شناخته شده است.

the potence of her argument was undeniable.

قدرت استدلال او غیرقابل انکار بود.

she demonstrated her potence as a leader during the crisis.

او توانایی خود را به عنوان یک رهبر در طول بحران نشان داد.

the potence of the medicine was evident in its effects.

اثر دارو در اثرات آن آشکار بود.

his potence in negotiations helped secure the deal.

توانایی او در مذاکرات به بستن قرارداد کمک کرد.

the potence of the storm caused significant damage.

قدرت طوفان باعث خسارت قابل توجهی شد.

understanding the potence of your emotions is crucial.

درک قدرت احساسات خود بسیار مهم است.

the potence of teamwork can lead to great success.

قدرت کار گروهی می تواند منجر به موفقیت بزرگ شود.

his potence in the art world is unmatched.

توانایی او در دنیای هنر بی نظیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید