poxed

[ایالات متحده]/pɒkst/
[بریتانیا]/pɑːkst/

ترجمه

adj. متاثر از آبله

عبارات و ترکیب‌ها

poxed face

چهره مبتلا به آبله

poxed skin

پوست مبتلا به آبله

poxed child

کودک مبتلا به آبله

poxed outbreak

شیوع آبله

poxed infection

عفونت آبله

poxed rash

ضد آبله

poxed lesions

ضایعات آبله

poxed symptoms

علائم آبله

poxed vaccine

واکسن آبله

poxed treatment

درمان آبله

جملات نمونه

she was poxed with chickenpox as a child.

او در کودکی مبتلا به آبله مرغان بود.

his face was poxed after the illness.

چهره‌اش پس از بیماری آبله‌دار شده بود.

the artist painted a poxed landscape.

هنرمند یک منظره آبله‌دار نقاشی کرد.

she was worried about being poxed before the party.

او نگران بود که قبل از مهمانی آبله‌دار شود.

many children are poxed at a young age.

بسیاری از کودکان در سنین پایین مبتلا به آبله مرغان می‌شوند.

he looked poxed after the fever broke.

بعد از اینکه تب او فروکش کرد، آبله‌دار به نظر می‌رسید.

the doctor confirmed she was poxed.

پزشک تایید کرد که او مبتلا به آبله مرغان است.

they warned me that i might get poxed.

به من هشدار دادند که ممکن است مبتلا به آبله مرغان شوم.

her skin was poxed from the disease.

پوستش به دلیل این بیماری آبله‌دار شده بود.

it’s common for kids to get poxed during outbreaks.

در زمان شیوع، معمولاً کودکان مبتلا به آبله مرغان می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید