prece

[ایالات متحده]/prece/
[بریتانیا]/prece/

ترجمه

n. طبقه‌بندی قیمت؛ هیم‌ن‌گویی زیبایی
شکل‌های واژه
جمعpreces

عبارات و ترکیب‌ها

precede the event

قبل از رویداد

preceding page

صفحهٔ قبلی

unprecedented growth

رشد بدون پیش‌خورده

decades precede

دکاها قبل از

precedent set

مجموعهٔ پیش‌خورده

without precedent

بدون پیش‌خورده

preceding year

سال قبلی

preceding generation

نسل قبلی

historical precedent

پیش‌خوردهٔ تاریخی

precede the speech

قبل از سخنرانی

جملات نمونه

the price of oil has increased significantly.

قیمت نفت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

we need to pay a fair price for quality goods.

ما باید برای کالاهای با کیفیت قیمت عادلانه‌ای پرداخت کنیم.

there's a price tag on every product in the store.

هر کالایی در فروشگاه دارای برچسب قیمت است.

you can't put a price on happiness.

شادی را نمی‌توان با قیمتی اندازه گرفت.

the price war between companies benefits consumers.

جنگ قیمت بین شرکت‌ها مصرف کنندگان را به نفع خود می‌کند.

she paid the price for her mistakes.

او برای اشتباهات خود قیمت را پرداخت.

what's the price range for this item?

برای این کالا محدوده قیمت چیست؟

they had to accept the deal at a high price.

آنها مجبور شدند این معامله را با قیمت بالا پذیرفته شوند.

the price drop made the item more affordable.

کاهش قیمت باعث شد کالا بیشتر قابل پرداخت شود.

everything comes at a price in this world.

در این دنیا هر چیزی با قیمتی پرداخت می‌شود.

the price of real estate varies by location.

قیمت املاک با توجه به موقعیت متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید