preindications

[ایالات متحده]/[pri:,ind-i'keiʃən]/
[بریتانیا]/[pri:,ind-i'keiʃən]/

ترجمه

n. نشانه‌هایی که از قبل داده شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

preindications observed

نشانه‌های مشاهده شده

preindications noted

نشانه‌های ثبت شده

preindications identified

نشانه‌های شناسایی شده

preindications reported

نشانه‌های گزارش شده

preindications analyzed

نشانه‌های تجزیه و تحلیل شده

preindications detected

نشانه‌های شناسایی شده

preindications assessed

نشانه‌های ارزیابی شده

preindications evaluated

نشانه‌های مورد ارزیابی قرار گرفته

preindications discussed

نشانه‌های مورد بحث

preindications examined

نشانه‌های بررسی شده

جملات نمونه

there were several preindications of the storm approaching.

چند نشانه از نزدیک شدن طوفان وجود داشت.

the doctor noted the preindications of a potential illness.

پزشک به نشانه های یک بیماری احتمالی اشاره کرد.

preindications of success can often be seen in early results.

اثرات موفقیت اغلب می تواند در نتایج اولیه دیده شود.

she interpreted the preindications as a sign to take action.

او نشانه ها را به عنوان نشانه ای برای اقدام تفسیر کرد.

the preindications of economic growth are promising.

نشانه های رشد اقتصادی امیدوار کننده است.

he failed to recognize the preindications of the upcoming crisis.

او نتوانست نشانه های بحران قریب الوقوع را تشخیص دهد.

experts often analyze preindications before making predictions.

متخصصان اغلب قبل از پیش بینی، نشانه ها را تجزیه و تحلیل می کنند.

preindications of change were evident in the community.

نشانه های تغییر در جامعه آشکار بود.

she noticed the preindications of a shift in public opinion.

او متوجه نشانه های تغییر در نظر عمومی شد.

the preindications of a successful project were clear from the start.

نشانه های یک پروژه موفق از ابتدا آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید