premonitory symptoms of disease
علائم هشدار دهنده بیماری
premonitory signs of an earthquake
نشانه های هشدار دهنده زلزله
a premonitory feeling of danger
احساس خطر قریب الوقوع
premonitory symptoms of illness
علائم هشدار دهنده بیماری
premonitory warnings of a storm
هشدارهای پیش از وقوع طوفان
a premonitory vision of the future
تصویری پیش از وقوع از آینده
premonitory signals of a crisis
نشانههای هشدار دهنده بحران
premonitory instincts for survival
غریزه هشدار دهنده برای بقا
premonitory messages in nature
پیامهای هشدار دهنده در طبیعت
a premonitory sense of foreboding
حس قریب الوقوعی از پیشگویی بد
premonitory symptoms of disease
علائم هشدار دهنده بیماری
premonitory signs of an earthquake
نشانه های هشدار دهنده زلزله
a premonitory feeling of danger
احساس خطر قریب الوقوع
premonitory symptoms of illness
علائم هشدار دهنده بیماری
premonitory warnings of a storm
هشدارهای پیش از وقوع طوفان
a premonitory vision of the future
تصویری پیش از وقوع از آینده
premonitory signals of a crisis
نشانههای هشدار دهنده بحران
premonitory instincts for survival
غریزه هشدار دهنده برای بقا
premonitory messages in nature
پیامهای هشدار دهنده در طبیعت
a premonitory sense of foreboding
حس قریب الوقوعی از پیشگویی بد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید