pressurizing

[ایالات متحده]/ˈprɛʃəraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈprɛʃəraɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل وارد آوردن فشار

عبارات و ترکیب‌ها

pressurizing situation

شرایط تحت فشار

pressurizing factors

عوامل تحت فشار

pressurizing environment

محیط تحت فشار

pressurizing process

فرآیند تحت فشار

pressurizing techniques

تکنیک‌های تحت فشار

pressurizing methods

روش‌های تحت فشار

pressurizing agents

عوامل فشارزا

pressurizing conditions

شرایط فشار

pressurizing tools

ابزارهای تحت فشار

pressurizing strategy

استراتژی تحت فشار

جملات نمونه

they are pressurizing the team to meet the deadline.

آنها در حال تحت فشار قرار دادن تیم برای رسیدن به مهلت مقرر هستند.

the manager is pressurizing employees to increase productivity.

مدیر در حال تحت فشار قرار دادن کارمندان برای افزایش بهره‌وری است.

she felt pressurized to conform to the group’s expectations.

او احساس کرد که تحت فشار برای انطباق با انتظارات گروه است.

pressurizing the students can lead to burnout.

تحت فشار قرار دادن دانش‌آموزان می‌تواند منجر به فرسودگی شود.

he is pressurizing his friend to lend him money.

او دوست خود را تحت فشار قرار می‌دهد تا به او پول وام دهد.

they are pressurizing the government to take action.

آنها در حال تحت فشار قرار دادن دولت برای اتخاذ اقدام هستند.

she felt pressurized by her peers to succeed.

او احساس کرد که تحت فشار همسالانش برای موفقیت است.

pressurizing the market can lead to economic instability.

تحت فشار قرار دادن بازار می‌تواند منجر به بی‌ثباتی اقتصادی شود.

he is pressurizing himself to perform better.

او خود را تحت فشار قرار می‌دهد تا بهتر عمل کند.

pressurizing negotiations can result in poor agreements.

تحت فشار قرار دادن مذاکرات می‌تواند منجر به توافقات ضعیف شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید