pried

[ایالات متحده]/praɪd/
[بریتانیا]/praɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تحقیق یا بررسی در مورد امور خصوصی دیگران؛ به زور باز کردن یا چیزی را با زحمت حرکت دادن

عبارات و ترکیب‌ها

pried open

گشوده شد

pried apart

از هم باز شد

pried into

وارد شد

pried loose

شل شد

pried away

دور شد

pried off

برداشت شد

pried back

به عقب باز شد

pried out

بیرون کشید شد

pried up

بالا کشید شد

جملات نمونه

she pried the lid off the jar with a spoon.

او درپوش jar را با یک قاشق باز کرد.

he pried into her personal life, which made her uncomfortable.

او وارد زندگی شخصی او شد که باعث ناراحتی او شد.

the detective pried for information about the suspect.

مامور پلیس برای کسب اطلاعاتی درباره مظنون تلاش کرد.

she pried the secret out of him after much persuasion.

او بعد از اصرار زیاد، راز را از او بیرون کشید.

they pried open the door to rescue the trapped cat.

آنها برای نجات گربه گرفتار، در را باز کردند.

he pried away at the stubborn old paint.

او با سماجت به رنگ قدیمی و سرسخت ادامه داد.

during the meeting, she pried into his plans for the project.

در طول جلسه، او به برنامه های او برای پروژه نگاه کرد.

they pried into the company's financial records.

آنها به سوابق مالی شرکت نگاه کردند.

he pried his eyes open after a long nap.

او بعد از یک چرت طولانی چشمانش را باز کرد.

she pried the truth out of him with gentle questions.

او با سوالات ملایم حقیقت را از او بیرون کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید