prioritising

[ایالات متحده]/praɪˈɒrɪtaɪz/
[بریتانیا]/praɪˈɔːrɪtaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اولویت دادن به; به ترتیب اهمیت رسیدگی کردن
vi. ترتیب دادن چیزها به ترتیب اولویت

عبارات و ترکیب‌ها

prioritise tasks

اولویت‌بندی وظایف

prioritise goals

اولویت‌بندی اهداف

prioritise needs

اولویت‌بندی نیازها

prioritise projects

اولویت‌بندی پروژه‌ها

prioritise issues

اولویت‌بندی مسائل

prioritise time

اولویت‌بندی زمان

prioritise resources

اولویت‌بندی منابع

prioritise safety

اولویت‌بندی ایمنی

prioritise communication

اولویت‌بندی ارتباطات

جملات نمونه

we need to prioritise our tasks for the day.

ما باید وظایف روزانه خود را در اولویت قرار دهیم.

it’s important to prioritise your health above all else.

اولویت قرار دادن سلامتی خود در وهله اول بسیار مهم است.

companies should prioritise customer satisfaction.

شرکت‌ها باید رضایت مشتری را در اولویت قرار دهند.

we must prioritise education in our budget.

ما باید آموزش را در بودجه خود در اولویت قرار دهیم.

she decided to prioritise her career over her social life.

او تصمیم گرفت حرفه خود را بر زندگی اجتماعی خود ترجیح دهد.

to succeed, you must prioritise your goals effectively.

برای موفقیت، شما باید اهداف خود را به طور موثر اولویت بندی کنید.

he learned to prioritise his time better.

او یاد گرفت که زمان خود را بهتر اولویت بندی کند.

we should prioritise environmental sustainability in our projects.

ما باید پایداری محیط زیست را در پروژه های خود در اولویت قرار دهیم.

it's crucial to prioritise safety in the workplace.

اولویت قرار دادن ایمنی در محیط کار بسیار مهم است.

they chose to prioritise innovation in their new strategy.

آنها تصمیم گرفتند نوآوری را در استراتژی جدید خود در اولویت قرار دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید