prodrome

[ایالات متحده]/ˈprəʊdrəʊm/
[بریتانیا]/ˈproʊdroʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه‌ای زودهنگام که شروع یک بیماری را نشان می‌دهد
Word Forms
جمعprodromes

عبارات و ترکیب‌ها

prodrome symptoms

علائم پیش از شروع

prodrome phase

فاز پیش از شروع

prodrome period

دوره پیش از شروع

prodrome headache

سردرد پیش از شروع

prodrome signs

نشانه های پیش از شروع

prodrome treatment

درمان پیش از شروع

prodrome management

مدیریت پیش از شروع

prodrome episode

حلقه پیش از شروع

prodrome alert

هشدار پیش از شروع

prodrome onset

شروع پیش از شروع

جملات نمونه

many patients experience a prodrome before the onset of migraine.

بسیاری از بیماران قبل از شروع میگرن، یک دوره پیش‌علائم را تجربه می‌کنند.

the prodrome can last for several hours or even days.

این دوره پیش‌علائم می‌تواند چند ساعت یا حتی چند روز طول بکشد.

recognizing the prodrome is crucial for effective treatment.

تشخیص دوره پیش‌علائم برای درمان موثر بسیار مهم است.

some individuals report a sense of fatigue during the prodrome phase.

برخی افراد در طول دوره پیش‌علائم، احساس خستگی می‌کنند.

doctors often ask about prodrome symptoms during consultations.

پزشکان اغلب در طول مشاوره در مورد علائم دوره پیش‌علائم سؤال می‌کنند.

identifying the prodrome may help in preventing further attacks.

تشخیص دوره پیش‌علائم ممکن است به جلوگیری از حملات بیشتر کمک کند.

prodrome can include mood changes or irritability.

دوره پیش‌علائم می‌تواند شامل تغییرات خلقی یا تحریک‌پذیری باشد.

some people may not recognize their prodrome until after an episode.

برخی از افراد ممکن است تا بعد از یک حمله، دوره پیش‌علائم خود را تشخیص ندهند.

understanding the prodrome is essential for managing chronic conditions.

درک دوره پیش‌علائم برای مدیریت شرایط مزمن ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید