proffer

[ایالات متحده]/ˈprɒfə(r)/
[بریتانیا]/ˈprɑːfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ارائه دادن، کمک کردن، معرفی کردن.
Word Forms
زمان گذشتهproffered
شکل سوم شخص مفردproffers
صفت یا فعل حال استمراریproffering
قسمت سوم فعلproffered
جمعproffers

جملات نمونه

to proffer rich gifts

ارائه هدیه‌های ارزشمند

I proffer to lend him one.

من پیشنهاد می‌دهم به او یکی قرض بدهم.

he proffered his resignation.

او استعفای خود را ارائه کرد.

He refused all the proffered drink.

او تمام نوشیدنی‌های پیشنهادی را رد کرد.

She proffered her cheek to kiss.

او گونه‌اش را برای بوسیدن ارائه کرد.

I would proffer the most exquisite oblations of flowery banners, garlands, as well as nautch, music, scented ointments, and canopies, for veneration of all Buddhas.

من بهترین نذورات بنرهای گلدار، گلدان‌ها، رقص، موسیقی، مرهم‌های معطر و سقف‌ها را برای احترام به همه بوداها پیشنهاد می‌کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید