proforma

[ایالات متحده]/prəʊˈfɔːmə/
[بریتانیا]/proʊˈfɔrmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فاکتور پروفرما؛ گزارش تخمینی؛ رویه متداول؛ سند ارزیابی
adj. رسمی؛ مورد انتظار
Word Forms
جمعproformas

عبارات و ترکیب‌ها

proforma invoice

فاکتور پروفرمایی

proforma statement

صورت‌نمای

proforma contract

قرارداد نمونه

proforma budget

بودجه نمونه

proforma report

گزارش نمونه

proforma order

سفارش نمونه

proforma document

سند نمونه

proforma payment

پرداخت نمونه

proforma quotation

پیشنهاد قیمت

proforma confirmation

تاییدیه نمونه

جملات نمونه

we need a proforma invoice for the order.

ما به یک پروفرمای صورت‌حساب برای سفارش نیاز داریم.

the proforma statement outlines the expected costs.

بیانیه پروفرمای هزینه‌های مورد انتظار را مشخص می‌کند.

can you send me the proforma document by email?

آیا می‌توانید سند پروفرمایی را از طریق ایمیل برای من ارسال کنید؟

the proforma agreement was signed last week.

قرارداد پروفرمایی هفته گذشته امضا شد.

we require a proforma before proceeding with the project.

ما قبل از ادامه پروژه به یک پروفرما نیاز داریم.

the accountant prepared a proforma budget for review.

حسابدار یک بودجه پروفرمایی برای بررسی تهیه کرد.

she provided a proforma analysis of the financial situation.

او یک تحلیل پروفرمایی از وضعیت مالی ارائه داد.

the proforma report highlights key performance indicators.

گزارش پروفرمایی شاخص‌های کلیدی عملکرد را برجسته می‌کند.

they issued a proforma receipt for the deposit.

آنها یک رسید پروفرمایی برای واریز منتشر کردند.

we will finalize the proforma details next week.

ما جزئیات پروفرمایی را هفته آینده نهایی خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید