promulgated

[ایالات متحده]/ˈprɒm.əl.ɡeɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈprɑː.məl.ɡeɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترویج کردن یا به طور گسترده‌ای شناساندن (یک ایده یا علت)؛ پخش کردن یا منتشر کردن؛ به طور رسمی منتشر کردن یا اعلام کردن؛ وضع کردن یا فرمان دادن (یک قانون یا مقرره)

عبارات و ترکیب‌ها

promulgated laws

قوانین مصوب

promulgated rules

قوانین وضع شده

promulgated policies

سیاست‌های مصوب

promulgated regulations

مقررات مصوب

promulgated standards

استانداردهای مصوب

promulgated directives

دستورالعمل‌های مصوب

promulgated amendments

اصلاحات مصوب

promulgated guidelines

راهنمایی‌های مصوب

promulgated decrees

فرمان‌های مصوب

promulgated notices

اعلان‌های مصوب

جملات نمونه

the law was promulgated to ensure public safety.

قانون برای تضمین ایمنی عمومی به تصویب رسید.

new regulations were promulgated by the government.

مقررات جدید توسط دولت به تصویب رسید.

the policy was officially promulgated last week.

این سیاست هفته گذشته به طور رسمی به تصویب رسید.

they promulgated the new guidelines for the project.

آنها دستورالعمل‌های جدید برای پروژه را به تصویب رساندند.

the treaty was promulgated after lengthy negotiations.

معاهده پس از مذاکرات طولانی به تصویب رسید.

he promulgated his findings in a scientific journal.

او یافته‌های خود را در یک مجله علمی منتشر کرد.

the rules were promulgated to improve transparency.

قوانین برای افزایش شفافیت به تصویب رسیدند.

the new curriculum was promulgated to enhance education.

برنامه درسی جدید برای ارتقای آموزش به تصویب رسید.

after the conference, the resolutions were promulgated.

پس از کنفرانس، مصوبات به تصویب رسیدند.

the company promulgated its code of conduct to all employees.

شرکت قانون رفتار خود را برای همه کارکنان اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید