prorates

[ایالات متحده]/ˈprəʊreɪts/
[بریتانیا]/ˈproʊreɪts/

ترجمه

v. به طور تناسبی تخصیص دادن یا توزیع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

prorates costs

تقسیم‌کنندگان هزینه

prorates expenses

تقسیم‌کنندگان هزینه‌ها

prorates income

تقسیم‌کنندگان درآمد

prorates benefits

تقسیم‌کنندگان مزایا

prorates charges

تقسیم‌کنندگان شارژ

prorates payments

تقسیم‌کنندگان پرداخت‌ها

prorates rates

تقسیم‌کنندگان نرخ

prorates usage

تقسیم‌کنندگان استفاده

prorates time

تقسیم‌کنندگان زمان

prorates salary

تقسیم‌کنندگان حقوق

جملات نمونه

the company prorates the vacation days based on the length of employment.

شرکت، روزهای تعطیل را بر اساس طول مدت اشتغال، تقسیم می‌کند.

if you leave early, your salary will be prorated for that month.

اگر زودتر از زمان مقرر ترک کنید، حقوق شما برای آن ماه تقسیم خواهد شد.

the utility bill prorates the charges for the days used.

قبض آب و برق، هزینه‌ها را بر اساس روزهای استفاده، تقسیم می‌کند.

the insurance policy prorates the premium based on usage.

سیاج بیمه، حق بیمه را بر اساس میزان استفاده، تقسیم می‌کند.

they prorate the rent for tenants moving in mid-month.

آنها اجاره را برای مستاجرانی که در اواسط ماه وارد می‌شوند، تقسیم می‌کنند.

the school prorates tuition fees for part-time students.

مدرسه، شهریه را برای دانشجویان پاره وقت، تقسیم می‌کند.

when calculating bonuses, the company prorates them based on performance.

هنگام محاسبه پاداش‌ها، شرکت آن‌ها را بر اساس عملکرد تقسیم می‌کند.

the service charge is prorated when the event is canceled.

هزینه خدمات در صورت لغو رویداد تقسیم می‌شود.

he prorates his expenses to fit within the budget.

او هزینه‌های خود را تقسیم می‌کند تا در بودجه قرار گیرد.

the contract stipulates that overtime pay will be prorated.

قرارداد مشخص می‌کند که اضافه کاری تقسیم خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید