purpled

[ایالات متحده]/[ˈpɜːp(ə)ld]/
[بریتانیا]/[ˈpɜːrpld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به بنفش شدن یا تبدیل شدن؛ رنگ کردن چیزی به رنگ بنفش.
adj. دارای رنگ یا ته رنگ بنفش.

عبارات و ترکیب‌ها

purpled sky

آسمان بنفش رنگ

softly purpled

به آرامی بنفش رنگ

purpled light

نور بنفش رنگ

he purpled

او بنفش کرد

purpled cheeks

گونه‌های بنفش رنگ

purpled hues

تناژهای بنفش

purpled shadows

سایه‌های بنفش رنگ

she purpled

او بنفش کرد

purpled dawn

سحرگاه بنفش رنگ

purpled glow

درخشش بنفش رنگ

جملات نمونه

the twilight sky was deeply purpled by the setting sun.

آسمان غروبگاه عمیقاً به دلیل خورشید در حال غروب به رنگ بنفش درآمده بود.

her cheeks were lightly purpled after the brisk walk.

گونه‌های او پس از پیاده‌روی سریع کمی به رنگ بنفش درآمده بودند.

the bruise on his arm had purpled significantly.

کبودی روی بازویش به طور قابل توجهی به رنگ بنفش درآمده بود.

the artist used shades of purpled lavender in the painting.

هنرمند از سایه‌های بنفش یاسی در نقاشی استفاده کرد.

the storm clouds purpled the horizon with an ominous glow.

ابر‌های طوفانی افق را با درخششی شوم به رنگ بنفش درآوردند.

the vintage dress was purpled silk with delicate embroidery.

لباس قدیمی از ابریشم بنفش با گلدوزی ظریف بود.

the child's lips were purpled from the cold weather.

لب‌های کودک به دلیل هوای سرد به رنگ بنفش درآمده بودند.

the garden boasted a variety of purpled flowers.

باغ دارای انواع گل‌های بنفش بود.

the photograph captured the landscape beautifully purpled by the fog.

عکس منظره‌ای را که به زیبایی توسط مه به رنگ بنفش درآمده بود، به تصویر کشید.

the ocean appeared purpled during the sunset.

درغروب اقیانوس به رنگ بنفش به نظر می‌رسید.

the fabric was purpled with a rich, royal hue.

پارچه با رنگی غنی و سلطنتی به رنگ بنفش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید