putter

[ایالات متحده]/'pʌtə/
[بریتانیا]/'pʌtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چوب گلف که برای پوت کردن استفاده می‌شود؛ کسی که اشیاء را در مکان خود قرار می‌دهد؛ یک معدنچی تازه‌کار
vt. به آرامی یا به شیوه‌ای راحت حرکت کردن یا رفتن
vi. به طور بی‌هدف یا تنبل حرکت کردن یا عمل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

golf putter

پیچک گلف

putter around

پیچک در اطراف

putter with tools

پیچک با ابزارها

جملات نمونه

the putter of an old aeroplane.

مالپوت یک هواپیمای قدیمی

I could hear the generator puttering away.

من می‌توانستم صدای کار کردن ژنراتور را بشنوم.

barges puttered slowly through the water.

کشتی‌های باری به آرامی از میان آب عبور می‌کردند.

puttered away the hours in the garden.

ساعت‌ها را در باغ سرگرم بود.

you'll need to be a good putter to break par.

برای شکستن پار، به یک پوتتر خوب نیاز خواهید داشت.

He likes to putter around in the garden on weekends.

او دوست دارد آخر هفته‌ها در باغ سرگرم باشد.

She enjoys using her putter on the golf course.

او از استفاده از پوتتر خود در زمین گلف لذت می برد.

The old man likes to putter with his model trains in his spare time.

آن مرد پیر دوست دارد در اوقات فراغت با قطارهای مدل خود بازی کند.

I like to putter with my car, fixing little things here and there.

من دوست دارم با ماشینم بازی کنم و چیزهای کوچک را این‌جا و آن‌جا تعمیر کنم.

She putters around the kitchen, experimenting with new recipes.

او در آشپزخانه این‌جا و آن‌جا می‌چرخد و دستور العمل‌های جدید را امتحان می‌کند.

He spent the afternoon puttering in his workshop, organizing his tools.

او بعد از ظهر را در کارگاه خود سرگرم سازماندهی ابزارهای خود کرد.

The mechanic puttered around under the hood of the car, trying to diagnose the problem.

مکانیک زیر کاپوت ماشین می‌چرخید و سعی می‌کرد مشکل را تشخیص دهد.

She puttered with the computer settings until she got them just right.

او با تنظیمات کامپیوتر بازی کرد تا آنها را دقیقاً درست کرد.

He puttered through the book, not really focusing on the words.

او کتاب را مرور کرد، واقعاً روی کلمات تمرکز نکرد.

The artist puttered in her studio, creating new paintings.

هنرمند در استودیو خود می‌چرخید و نقاشی‌های جدیدی خلق می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

He gave me an aluminum putter that I use today.'

او یک پتتر آلومینیومی به من داد که امروز از آن استفاده می‌کنم.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

My hobbies include painting and reading and puttering about outdoors.

علایق من شامل نقاشی، مطالعه و تفریح در فضای باز است.

منبع: The yearned rural life

Landscaper John Hippley always liked to putter around in his backyard.

محوطه ساز جان هیپلی همیشه دوست داشت در حیاط پشتی خود بچرخد.

منبع: Reader's Digest Anthology

I am not sure what happens when you go from full speed to full stop, then to puttering along.

مطمئن نیستم چه اتفاقی می‌افتد وقتی از سرعت کامل به توقف کامل می‌رسید و سپس با سرعت کم به حرکت ادامه می‌دهید.

منبع: PBS Interview Social Series

With that in mind, consider this example: The big old ugly pick-up truck puttered along the road.

با در نظر گرفتن این موضوع، این مثال را در نظر بگیرید: کامیون وانت بزرگ و قدیمی با سرعت کم در جاده به حرکت ادامه داد.

منبع: Advanced Daily Grammar

It does get started, but it just kinda putters along.

راه اندازی می شود، اما فقط با سرعت کم به حرکت ادامه می دهد.

منبع: Accompany you to sleep.

His father famously gave him a putter when he was seven months old.

پدرش به طور مشهور وقتی هفت ماهه بود، یک پتتر به او داد.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2020 Collection

Wow, Iook at this. Oh, my God, It's a TitIeist putter.

وای، به این نگاه کن. خدای من، این یک پتتر Titleist است.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 1

Yeah, so we've been sort of puttering around

بله، ما تا حدودی در حال چرخیدن بودیم.

منبع: Elon Musk series of videos

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید