puttered around
به اطراف چرخید
puttered along
در طول مسیر چرخید
puttered off
از آنجا دور شد
puttered back
به عقب بازگشت
puttered out
بیرون رفت
puttered in
وارد شد
puttered home
به خانه رفت
puttered about
به اطراف چرخید
puttered forward
به جلو چرخید
puttered quietly
به آرامی چرخید
the old car puttered down the street.
خودروی قدیمی با صدای آرام در خیابان به حرکت ادامه داد.
she puttered around the house all afternoon.
او تمام بعد از ظهر در خانه با حوصله به کار پرداخت.
he puttered in the garden, planting flowers.
او در باغ با حوصله مشغول کاشتن گل شد.
the engine puttered before finally starting.
موتور قبل از شروع نهایی، با صدای آرام کار میکرد.
they puttered along the river in a small boat.
آنها با قایق کوچک در امتداد رودخانه به آرامی حرکت کردند.
she puttered with her art supplies, trying new techniques.
او با لوازم هنری خود بازی کرد و تکنیکهای جدید را امتحان کرد.
he puttered around his workshop, fixing old tools.
او در کارگاه خود با حوصله مشغول تعمیر ابزارهای قدیمی شد.
the cat puttered through the garden, exploring.
گربه با کنجکاوی در باغ قدم زد.
she puttered in the kitchen, preparing dinner.
او در آشپزخانه با حوصله مشغول تهیه شام شد.
they puttered around the park, enjoying the sunshine.
آنها در پارک با لذت از آفتاب لذت بردند.
puttered around
به اطراف چرخید
puttered along
در طول مسیر چرخید
puttered off
از آنجا دور شد
puttered back
به عقب بازگشت
puttered out
بیرون رفت
puttered in
وارد شد
puttered home
به خانه رفت
puttered about
به اطراف چرخید
puttered forward
به جلو چرخید
puttered quietly
به آرامی چرخید
the old car puttered down the street.
خودروی قدیمی با صدای آرام در خیابان به حرکت ادامه داد.
she puttered around the house all afternoon.
او تمام بعد از ظهر در خانه با حوصله به کار پرداخت.
he puttered in the garden, planting flowers.
او در باغ با حوصله مشغول کاشتن گل شد.
the engine puttered before finally starting.
موتور قبل از شروع نهایی، با صدای آرام کار میکرد.
they puttered along the river in a small boat.
آنها با قایق کوچک در امتداد رودخانه به آرامی حرکت کردند.
she puttered with her art supplies, trying new techniques.
او با لوازم هنری خود بازی کرد و تکنیکهای جدید را امتحان کرد.
he puttered around his workshop, fixing old tools.
او در کارگاه خود با حوصله مشغول تعمیر ابزارهای قدیمی شد.
the cat puttered through the garden, exploring.
گربه با کنجکاوی در باغ قدم زد.
she puttered in the kitchen, preparing dinner.
او در آشپزخانه با حوصله مشغول تهیه شام شد.
they puttered around the park, enjoying the sunshine.
آنها در پارک با لذت از آفتاب لذت بردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید