puttered

[ایالات متحده]/ˈpʌtəd/
[بریتانیا]/ˈpʌtɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به گذراندن زمان در حال انجام کارها به صورت آرام یا بی‌هدف

عبارات و ترکیب‌ها

puttered around

به اطراف چرخید

puttered along

در طول مسیر چرخید

puttered off

از آنجا دور شد

puttered back

به عقب بازگشت

puttered out

بیرون رفت

puttered in

وارد شد

puttered home

به خانه رفت

puttered about

به اطراف چرخید

puttered forward

به جلو چرخید

puttered quietly

به آرامی چرخید

جملات نمونه

the old car puttered down the street.

خودروی قدیمی با صدای آرام در خیابان به حرکت ادامه داد.

she puttered around the house all afternoon.

او تمام بعد از ظهر در خانه با حوصله به کار پرداخت.

he puttered in the garden, planting flowers.

او در باغ با حوصله مشغول کاشتن گل شد.

the engine puttered before finally starting.

موتور قبل از شروع نهایی، با صدای آرام کار می‌کرد.

they puttered along the river in a small boat.

آنها با قایق کوچک در امتداد رودخانه به آرامی حرکت کردند.

she puttered with her art supplies, trying new techniques.

او با لوازم هنری خود بازی کرد و تکنیک‌های جدید را امتحان کرد.

he puttered around his workshop, fixing old tools.

او در کارگاه خود با حوصله مشغول تعمیر ابزارهای قدیمی شد.

the cat puttered through the garden, exploring.

گربه با کنجکاوی در باغ قدم زد.

she puttered in the kitchen, preparing dinner.

او در آشپزخانه با حوصله مشغول تهیه شام شد.

they puttered around the park, enjoying the sunshine.

آنها در پارک با لذت از آفتاب لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید