pyroclastic flow
جریان پیوروکلاستیک
pyroclastic surge
آبشوی پیوروکلاستیک
pyroclastic material
مواد پیوروکلاستیک
pyroclastic deposit
رسوب پیوروکلاستیک
pyroclastic rock
سنگ پیوروکلاستیک
pyroclastic eruption
آتشفشان پیوروکلاستیک
pyroclastic cone
کوه مخروطی پیوروکلاستیک
pyroclastic explosion
انفجار پیوروکلاستیک
pyroclastic cloud
ابر پیوروکلاستیک
pyroclastic density
چگالی پیوروکلاستیک
pyroclastic flows can be extremely dangerous during a volcanic eruption.
جریانهای پیوروکلاستیک میتوانند در طول فوران آتشفشانی بسیار خطرناک باشند.
the pyroclastic material can travel at high speeds.
مواد پیوروکلاستیک میتوانند با سرعت بالا حرکت کنند.
scientists study pyroclastic deposits to understand past eruptions.
دانشمندان رسوبات پیوروکلاستیک را برای درک فورانهای گذشته مطالعه میکنند.
pyroclastic rocks are formed from volcanic eruptions.
صخرههای پیوروکلاستیک از فورانهای آتشفشانی تشکیل میشوند.
during the eruption, pyroclastic clouds filled the sky.
در طول فوران، ابرهاي پیوروکلاستیک آسمان را پر کردند.
evacuations are necessary when pyroclastic flows are predicted.
در صورت پیشبینی جریانهای پیوروکلاستیک، تخلیه ضروری است.
pyroclastic surge can cause widespread destruction.
تکاپوی پیوروکلاستیک میتواند باعث تخریب گسترده شود.
the study of pyroclastic behavior helps improve safety measures.
مطالعه رفتار پیوروکلاستیک به بهبود اقدامات ایمنی کمک میکند.
pyroclastic events can reshape the landscape dramatically.
واکنشهای پیوروکلاستیک میتوانند چشمانداز را به طور چشمگیری تغییر شکل دهند.
monitoring pyroclastic activity is crucial for volcanic hazard assessment.
نظارت بر فعالیت پیوروکلاستیک برای ارزیابی خطر آتشفشانی بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید