qualifiable

[ایالات متحده]/ˈkwɒlɪfaɪəbl/
[بریتانیا]/ˈkwɑːlɪfaɪəbl/

ترجمه

adj. قابل تغییر یا اصلاح شدن

عبارات و ترکیب‌ها

qualifiable criteria

معیارهای قابل احراز

qualifiable data

اطلاعات قابل احراز

qualifiable metrics

شاخص‌های قابل احراز

qualifiable results

نتایج قابل احراز

qualifiable evidence

شواهد قابل احراز

qualifiable factors

عوامل قابل احراز

qualifiable aspects

جنبه‌های قابل احراز

qualifiable outcomes

نتایج حاصله قابل احراز

qualifiable projects

پروژه‌های قابل احراز

qualifiable improvements

بهبودهای قابل احراز

جملات نمونه

the project is qualifiable for additional funding.

پروژه واجد شرایط دریافت بودجه اضافی است.

only certain expenses are qualifiable under the new policy.

فقط هزینه‌های خاص تحت سیاست جدید واجد شرایط هستند.

we need to determine which candidates are qualifiable for the scholarship.

ما باید مشخص کنیم کدام داوطلبان واجد شرایط دریافت بورسیه هستند.

her experience makes her qualifiable for the leadership role.

تجربه او او را برای نقش رهبری واجد شرایط می‌کند.

this training program is qualifiable for certification.

این برنامه آموزشی برای اخذ گواهینامه واجد شرایط است.

they are reviewing the criteria for qualifiable projects.

آنها معیارهای پروژه‌های واجد شرایط را بررسی می‌کنند.

he submitted documents to prove he is qualifiable for the grant.

او مدارکی برای اثبات واجد شرایط بودن او برای دریافت کمک هزینه ارائه کرد.

the new rules specify what is qualifiable for tax deductions.

قوانین جدید مشخص می‌کنند چه چیزی برای کسر مالیات واجد شرایط است.

only qualifiable items can be returned for a refund.

فقط اقلام واجد شرایط قابل بازگشت برای بازپرداخت هستند.

we need to establish a list of qualifiable criteria for applicants.

ما باید فهرستی از معیارهای واجد شرایط برای متقاضیان تعیین کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید