qualifiable criteria
معیارهای قابل احراز
qualifiable data
اطلاعات قابل احراز
qualifiable metrics
شاخصهای قابل احراز
qualifiable results
نتایج قابل احراز
qualifiable evidence
شواهد قابل احراز
qualifiable factors
عوامل قابل احراز
qualifiable aspects
جنبههای قابل احراز
qualifiable outcomes
نتایج حاصله قابل احراز
qualifiable projects
پروژههای قابل احراز
qualifiable improvements
بهبودهای قابل احراز
the project is qualifiable for additional funding.
پروژه واجد شرایط دریافت بودجه اضافی است.
only certain expenses are qualifiable under the new policy.
فقط هزینههای خاص تحت سیاست جدید واجد شرایط هستند.
we need to determine which candidates are qualifiable for the scholarship.
ما باید مشخص کنیم کدام داوطلبان واجد شرایط دریافت بورسیه هستند.
her experience makes her qualifiable for the leadership role.
تجربه او او را برای نقش رهبری واجد شرایط میکند.
this training program is qualifiable for certification.
این برنامه آموزشی برای اخذ گواهینامه واجد شرایط است.
they are reviewing the criteria for qualifiable projects.
آنها معیارهای پروژههای واجد شرایط را بررسی میکنند.
he submitted documents to prove he is qualifiable for the grant.
او مدارکی برای اثبات واجد شرایط بودن او برای دریافت کمک هزینه ارائه کرد.
the new rules specify what is qualifiable for tax deductions.
قوانین جدید مشخص میکنند چه چیزی برای کسر مالیات واجد شرایط است.
only qualifiable items can be returned for a refund.
فقط اقلام واجد شرایط قابل بازگشت برای بازپرداخت هستند.
we need to establish a list of qualifiable criteria for applicants.
ما باید فهرستی از معیارهای واجد شرایط برای متقاضیان تعیین کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید