questionnaires

[ایالات متحده]/ˌkwɛstʃəˈneəz/
[بریتانیا]/ˌkwɛstʃəˈnɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نظرسنجی‌ها یا فرم‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات

عبارات و ترکیب‌ها

feedback questionnaires

پرسشنامه بازخورد

online questionnaires

پرسشنامه آنلاین

survey questionnaires

پرسشنامه نظرسنجی

research questionnaires

پرسشنامه تحقیقاتی

evaluation questionnaires

پرسشنامه ارزیابی

customer questionnaires

پرسشنامه مشتری

clinical questionnaires

پرسشنامه بالینی

psychological questionnaires

پرسشنامه روانشناسی

student questionnaires

پرسشنامه دانشجو

anonymous questionnaires

پرسشنامه ناشناس

جملات نمونه

we distributed questionnaires to gather feedback.

ما پرسشنامه‌ها را برای جمع‌آوری بازخورد توزیع کردیم.

questionnaires are essential for conducting surveys.

پرسشنامه‌ها برای انجام نظرسنجی‌ها ضروری هستند.

participants filled out the questionnaires online.

شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌ها را به صورت آنلاین تکمیل کردند.

the results of the questionnaires were analyzed thoroughly.

نتایج پرسشنامه‌ها به طور کامل تجزیه و تحلیل شد.

we created different questionnaires for various age groups.

ما پرسشنامه‌های مختلفی برای گروه‌های سنی مختلف ایجاد کردیم.

questionnaires can help identify customer preferences.

پرسشنامه‌ها می‌توانند به شناسایی ترجیحات مشتریان کمک کنند.

it's important to keep questionnaires concise and clear.

مهم است که پرسشنامه‌ها را مختصر و واضح نگه دارید.

we received a high response rate for our questionnaires.

ما نرخ پاسخ بالایی برای پرسشنامه‌های خود دریافت کردیم.

the questionnaires included both multiple-choice and open-ended questions.

پرسشنامه‌ها شامل هم سوالات چند گزینه‌ای و هم سوالات باز بودند.

after analyzing the questionnaires, we made several improvements.

پس از تجزیه و تحلیل پرسشنامه‌ها، ما چندین بهبود ایجاد کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید