queuer

[ایالات متحده]/ˈkjuːə/
[بریتانیا]/ˈkjuːər/

ترجمه

n. شخصی که در صف ایستاده است
Word Forms
جمعqueuers

عبارات و ترکیب‌ها

first queuer

صف اول

last queuer

آخر صف

next queuer

صف بعدی

waiting queuer

منتظر در صف

queued queuer

در صف قرار گرفته

active queuer

صف فعال

registered queuer

صف ثبت نام شده

anonymous queuer

صف ناشناس

priority queuer

صف با اولویت

virtual queuer

صف مجازی

جملات نمونه

the queuer patiently waited for their turn.

صف کش منتظر نوبت خود بودند.

being a queuer requires a lot of patience.

صف کشیدن نیازمند صبر زیادی است.

the queuer checked their watch frequently.

صف کش به طور مکرر ساعت خود را چک می کردند.

the queuer was frustrated by the long wait.

صف کش از انتظار طولانی ناامید شده بودند.

every queuer had a different reason for being there.

هر صف کش دلیل متفاوتی برای حضور آنجا داشتند.

the queuer struck up a conversation with others nearby.

صف کش با افراد نزدیک شروع به صحبت کرد.

as a queuer, it's important to stay in line.

به عنوان یک صف کش، مهم است که در صف بمانید.

the queuer noticed a sign indicating the wait time.

صف کش علامتی که زمان انتظار را نشان می داد متوجه شد.

a polite queuer often helps create a pleasant atmosphere.

صف کش مؤدب اغلب به ایجاد فضایی دلپذیر کمک می کند.

the queuer had to decide whether to leave the line.

صف کش باید تصمیم می گرفتند که آیا باید از صف خارج شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید