quibble

[ایالات متحده]/ˈkwɪbl/
[بریتانیا]/ˈkwɪbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریب‌کاری؛ بازی با کلمات؛ طفره رفتن
vi. بحث کردن یا اعتراض کردن درباره یک موضوع بی‌اهمیت
vt. بحث کردن یا اعتراض کردن درباره (یک موضوع بی‌اهمیت)

جملات نمونه

a quibble about the wording of a statement

بحثی در مورد لحن یک اظهار نظر

He quibbled about the price.

او در مورد قیمت بحث کرد.

the only quibble about this book is the price.

تنها نکته‌ای که در مورد این کتاب وجود دارد قیمت آن است.

these quibbles in no way detract from her achievement.

این اعتراضات به هیچ وجه از دستاورد او کم نمی‌کنند.

They agreed as to the grand outlines,but quibbled over particulars.

آنها در مورد طرح کلی به توافق رسیدند، اما در مورد جزئیات اختلاف نظر داشتند.

They always quibble over small details.

آنها همیشه در مورد جزئیات کوچک اختلاف نظر دارند.

Stop quibbling and make a decision.

بحث کردن را متوقف کنید و تصمیم بگیرید.

She tends to quibble about everything.

او معمولاً در مورد همه چیز اختلاف نظر دارد.

Let's not quibble about who's to blame.

نگویید چه کسی مقصر است.

He loves to quibble about semantics.

او عاشق بحث در مورد معناشناسی است.

There's no need to quibble over the price.

نیازی نیست در مورد قیمت اختلاف نظر داشته باشیم.

They quibbled for hours without reaching a resolution.

آنها ساعت‌ها بحث کردند بدون اینکه به نتیجه‌ای برسند.

Stop quibbling and start working together.

بحث کردن را متوقف کنید و شروع به همکاری کنید.

Don't quibble with me about the rules.

در مورد قوانین با من بحث نکنید.

She always finds something to quibble about.

او همیشه چیزی پیدا می‌کند که در مورد آن اختلاف نظر داشته باشد.

نمونه‌های واقعی

Well, it's 106, but I won't quibble.

خب، 106 است، اما بحث نمی‌کنم.

منبع: Listening Digest

A quibble arose concerning the phrase " break out" .

یک اعتراض در مورد عبارت " breakout" مطرح شد.

منبع: The Call of the Wild

Ms Nestle says she would have no quibbles with sweet fizzy drinks if they were sipped occasionally, as a treat.

خانم نستله می‌گوید اگر نوشیدنی‌های گازدار شیرین به طور گاهی به عنوان یک خوشمزه نوشیده شوند، او هیچ اعتراضی نخواهد داشت.

منبع: The Economist (Summary)

I'm awfully sorry to quibble again, Minister, but you can't stop something before it starts.

بسیار متاسفم که دوباره اعتراض کنم، آقای وزیر، اما نمی‌توانید چیزی را قبل از شروع آن متوقف کنید.

منبع: Yes, Minister Season 1

" If you say" . Dany would not quibble. Meereen might soon have need of every sword.

" اگر شما بگویید." دنی اعتراض نخواهد کرد. مییِرن ممکن است به زودی به هر شمشیر نیاز داشته باشد.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

When the longest star sticks around for a trillion years, why quibble about a few billion here and there?

وقتی طولانی‌ترین ستاره برای یک تریلیون سال باقی می‌ماند، چرا در مورد چند میلیارد اینجا و آنجا اعتراض کنیم؟

منبع: Crash Course Astronomy

In turn, Leonardo's Imola had quibbles too, he probably used parts of previous surveys and other artistic techniques.

به نوبه خود، ایمولا لئوناردو نیز اعتراضاتی داشت، احتمالاً از بخش‌های نظرسنجی‌های قبلی و سایر تکنیک‌های هنری استفاده کرد.

منبع: Vox opinion

At any rate, with the rains held up, it is no time for me to quibble.

در هر صورت، با توجه به توقف باران، زمان مناسبی برای اعتراض من نیست.

منبع: Cross Creek (Part 2)

'Let us not quibble about terms.

بیایید در مورد اصطلاحات بحث نکنیم.

منبع: A handsome face.

The person was talking about some questionable quibbles to the quick.

آن شخص در مورد برخی اعتراضات مشکوک به سرعت صحبت می‌کرد.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید