the quillons
قلمهای نویسه
quillons crossed
قلمهای نویسه متقاطع
iron quillons
قلمهای نویسه آهنی
quillons gleaming
قلمهای نویسه لامع
sword's quillons
قلمهای نویسه سیف
quillons adorned
قلمهای نویسه زینتدار
polished quillons
قلمهای نویسه پولیششده
quillons of steel
قلمهای نویسه فولادی
decorated quillons
قلمهای نویسه تزیینشده
quillons curved
قلمهای نویسه منحنی
the knight examined the ornate quillons of his ancestral sword, noting the intricate scrollwork carved into the steel.
نُهَدَگر بازدیدگر از قُلُونهای زیبای سَبِل خانوادگیاش بود و توجه داشت که چگونه گوشههای پیچیدهای روی فولاد چیده شدهاند.
renaissance swords often featured inward-curving quillons that protected the wielder's hand during combat.
تُرکیبهای سِبِلهای دوره رُنِسنس معمولاً قُلُونهایی با خمهای به سمت داخل داشتند که دست نگهدارنده را در حین جنگ حفظ میکردند.
the museum's collection included a 16th-century rapier with elegant quillons of gilded bronze.
مجموعه موزه شامل یک سِبِل راپیِر قرن 16 میشد که قُلُونهای زیبایی از مس طلازده داشت.
a skilled armorer would hammer the quillons from a single piece of iron to ensure strength.
یک سازنده سِبِل ماهر معمولاً قُلُونها را از یک قطعه آهن با ضربه میزد تا قویتر شوند.
the fencing master demonstrated how the curved quillons could deflect an opponent's blade.
مُعَلِّم فُنِّ سِبِل نشان داد که چگونه قُلُونهای خمشده میتوانند چاقوی حریف را منحرف کنند.
medieval longswords typically had straight quillons that extended perpendicularly from the blade.
سِبِلهای بلند دوره میانه معمولاً قُلُونهای مستقیم داشتند که عمودی از لَبِ سِبِل گسترده شده بودند.
the antiquarian carefully cleaned the corroded quillons to reveal the original etchings beneath.
تاریخشناس با دقت قُلُونهای زنگزده را تمیز کرد تا گوشههای اولیه زیر آنها را نشان دهد.
some ceremonial swords displayed exaggerated quillons that served more as symbols than practical protection.
برخی از سِبِلهای مراسمی قُلُونهای بزرگتری نشان میدادند که بیشتر به عنوان نماد بودند تا حفاظت عملی.
the sword's s-shaped quillons were characteristic of german craftsmanship during the late middle ages.
قُلُونهای سشکل سِبِل ویژگیهایی از هنر ساخت آلمانی در دوره میانهی پایانی بود.
renaissance duelists preferred quillons with rounded ends to prevent snagging on clothing and equipment.
مقابلهگران دوره رُنِسنس معمولاً قُلُونهایی با انتهای گرد را ترجیح میدادند تا از گیر کردن در لباسها و تجهیزات جلوگیری کنند.
a traveling merchant offered an antique blade with remarkably well-preserved quillons despite its age.
یک تجار سفر کننده یک چاقوی باستانی با قُلُونهای بسیار خوب حفظ شده را ارائه داد، با وجود سن بالای آن.
the armorer crafted downward-sloping quillons that added elegance to the sword's profile.
سازنده سِبِل قُلُونهایی با شیب به پایین ساخت که زیبایی به ظاهر سِبِل اضافه میکرد.
the quillons
قلمهای نویسه
quillons crossed
قلمهای نویسه متقاطع
iron quillons
قلمهای نویسه آهنی
quillons gleaming
قلمهای نویسه لامع
sword's quillons
قلمهای نویسه سیف
quillons adorned
قلمهای نویسه زینتدار
polished quillons
قلمهای نویسه پولیششده
quillons of steel
قلمهای نویسه فولادی
decorated quillons
قلمهای نویسه تزیینشده
quillons curved
قلمهای نویسه منحنی
the knight examined the ornate quillons of his ancestral sword, noting the intricate scrollwork carved into the steel.
نُهَدَگر بازدیدگر از قُلُونهای زیبای سَبِل خانوادگیاش بود و توجه داشت که چگونه گوشههای پیچیدهای روی فولاد چیده شدهاند.
renaissance swords often featured inward-curving quillons that protected the wielder's hand during combat.
تُرکیبهای سِبِلهای دوره رُنِسنس معمولاً قُلُونهایی با خمهای به سمت داخل داشتند که دست نگهدارنده را در حین جنگ حفظ میکردند.
the museum's collection included a 16th-century rapier with elegant quillons of gilded bronze.
مجموعه موزه شامل یک سِبِل راپیِر قرن 16 میشد که قُلُونهای زیبایی از مس طلازده داشت.
a skilled armorer would hammer the quillons from a single piece of iron to ensure strength.
یک سازنده سِبِل ماهر معمولاً قُلُونها را از یک قطعه آهن با ضربه میزد تا قویتر شوند.
the fencing master demonstrated how the curved quillons could deflect an opponent's blade.
مُعَلِّم فُنِّ سِبِل نشان داد که چگونه قُلُونهای خمشده میتوانند چاقوی حریف را منحرف کنند.
medieval longswords typically had straight quillons that extended perpendicularly from the blade.
سِبِلهای بلند دوره میانه معمولاً قُلُونهای مستقیم داشتند که عمودی از لَبِ سِبِل گسترده شده بودند.
the antiquarian carefully cleaned the corroded quillons to reveal the original etchings beneath.
تاریخشناس با دقت قُلُونهای زنگزده را تمیز کرد تا گوشههای اولیه زیر آنها را نشان دهد.
some ceremonial swords displayed exaggerated quillons that served more as symbols than practical protection.
برخی از سِبِلهای مراسمی قُلُونهای بزرگتری نشان میدادند که بیشتر به عنوان نماد بودند تا حفاظت عملی.
the sword's s-shaped quillons were characteristic of german craftsmanship during the late middle ages.
قُلُونهای سشکل سِبِل ویژگیهایی از هنر ساخت آلمانی در دوره میانهی پایانی بود.
renaissance duelists preferred quillons with rounded ends to prevent snagging on clothing and equipment.
مقابلهگران دوره رُنِسنس معمولاً قُلُونهایی با انتهای گرد را ترجیح میدادند تا از گیر کردن در لباسها و تجهیزات جلوگیری کنند.
a traveling merchant offered an antique blade with remarkably well-preserved quillons despite its age.
یک تجار سفر کننده یک چاقوی باستانی با قُلُونهای بسیار خوب حفظ شده را ارائه داد، با وجود سن بالای آن.
the armorer crafted downward-sloping quillons that added elegance to the sword's profile.
سازنده سِبِل قُلُونهایی با شیب به پایین ساخت که زیبایی به ظاهر سِبِل اضافه میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید