quillons

[ایالات متحده]/ˈkwɪlənz/
[بریتانیا]/ˈkwɪlənz/

ترجمه

n. بازوی منحنی یا پروژکشن‌های دسته تیغه که دست را در حین نبرد حفظ می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

the quillons

قلم‌های نویسه

quillons crossed

قلم‌های نویسه متقاطع

iron quillons

قلم‌های نویسه آهنی

quillons gleaming

قلم‌های نویسه لامع

sword's quillons

قلم‌های نویسه سیف

quillons adorned

قلم‌های نویسه زینت‌دار

polished quillons

قلم‌های نویسه پولیش‌شده

quillons of steel

قلم‌های نویسه فولادی

decorated quillons

قلم‌های نویسه تزیین‌شده

quillons curved

قلم‌های نویسه منحنی

جملات نمونه

the knight examined the ornate quillons of his ancestral sword, noting the intricate scrollwork carved into the steel.

نُهَدَگر بازدیدگر از قُلُون‌های زیبای سَبِل خانوادگی‌اش بود و توجه داشت که چگونه گوشه‌های پیچیده‌ای روی فولاد چیده شده‌اند.

renaissance swords often featured inward-curving quillons that protected the wielder's hand during combat.

تُرکیب‌های سِبِل‌های دوره رُنِسنس معمولاً قُلُون‌هایی با خم‌های به سمت داخل داشتند که دست نگهدارنده را در حین جنگ حفظ می‌کردند.

the museum's collection included a 16th-century rapier with elegant quillons of gilded bronze.

مجموعه موزه شامل یک سِبِل راپیِر قرن 16 می‌شد که قُلُون‌های زیبایی از مس طلازده داشت.

a skilled armorer would hammer the quillons from a single piece of iron to ensure strength.

یک سازنده سِبِل ماهر معمولاً قُلُون‌ها را از یک قطعه آهن با ضربه می‌زد تا قوی‌تر شوند.

the fencing master demonstrated how the curved quillons could deflect an opponent's blade.

مُعَلِّم فُنِّ سِبِل نشان داد که چگونه قُلُون‌های خم‌شده می‌توانند چاقوی حریف را منحرف کنند.

medieval longswords typically had straight quillons that extended perpendicularly from the blade.

سِبِل‌های بلند دوره میانه معمولاً قُلُون‌های مستقیم داشتند که عمودی از لَبِ سِبِل گسترده شده بودند.

the antiquarian carefully cleaned the corroded quillons to reveal the original etchings beneath.

تاریخ‌شناس با دقت قُلُون‌های زنگ‌زده را تمیز کرد تا گوشه‌های اولیه زیر آن‌ها را نشان دهد.

some ceremonial swords displayed exaggerated quillons that served more as symbols than practical protection.

برخی از سِبِل‌های مراسمی قُلُون‌های بزرگ‌تری نشان می‌دادند که بیشتر به عنوان نماد بودند تا حفاظت عملی.

the sword's s-shaped quillons were characteristic of german craftsmanship during the late middle ages.

قُلُون‌های س‌شکل سِبِل ویژگی‌هایی از هنر ساخت آلمانی در دوره میانه‌ی پایانی بود.

renaissance duelists preferred quillons with rounded ends to prevent snagging on clothing and equipment.

مقابله‌گران دوره رُنِسنس معمولاً قُلُون‌هایی با انتهای گرد را ترجیح می‌دادند تا از گیر کردن در لباس‌ها و تجهیزات جلوگیری کنند.

a traveling merchant offered an antique blade with remarkably well-preserved quillons despite its age.

یک تجار سفر کننده یک چاقوی باستانی با قُلُون‌های بسیار خوب حفظ شده را ارائه داد، با وجود سن بالای آن.

the armorer crafted downward-sloping quillons that added elegance to the sword's profile.

سازنده سِبِل قُلُون‌هایی با شیب به پایین ساخت که زیبایی به ظاهر سِبِل اضافه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید